راههای ارتباطی به آلاشت و لفور
منطقه لفور و آلاشت
مسير جاده ي بابل:
از مسير جاده هراز بعد از رسيدن به شهر بابل، جاده گنج افروز به لفور و از آنجا در مسير جاده كارسنگ در پشت سد البرز، تا قلب كوهاي البرزمي توان تاخت. در جاده اي كه از زمان احداث آن در حدود سي سال پيش تا كنون خاكي است. در مسير آن رستوران و اقامت گاهي براي پذيرايي وجود ندارد. اما مسافر با حركت در اين جاده آنچنان محو زيبايي هاي طبيعت مي شود كه نه تنها به فكر رستوران و اقامت گاه نيست بلكه فكر مبداء و مقصد نيز از يادش مي رود و فراموش ميكند از كجا آمده است و به كجا خواهد رفت. مسافر در هركجاي جاده تمايل به توقف دارد، ولي نه براي ديزيهاي رستوران «چهل چشمه» و نه قزلآلاهاي «نمرود»، و يا هيچيك از اينها، بلكه براي تماشاي زيبايي سحر اميز طبيعت سرسبز و درختان سربفلك كشيده، رودهاي هميشه روان و جنگل ها و بوته زار هاي زيباي حاشيه جاده لفور و كارسنگ.
براي رسيدن به ييلاقات لفور از مسير جاده كارسنگ بايد از جادهاي كوهستاني و جنگلي كه گاهي هم پيچ وخمهايي دارد، گذشت. با ادامه مسير به جلوتر، كوهها و تپه هاي اطراف جاده نمايان تر و سبزتر از قبل خود نمايي ميكنند. علت اين همه سرسبزي نعمت خداداد بارش زياد باران و برف در طول سال است.
بعد از گذشتن از روستاي لفورك و اسبوكلا، افق به يكباره تغيير ميكند. كوه است وجنگل است و رود است و آسمان. و اگر روز ابري باشد كوه است وجنگل است و مه است و ورود است و آسمان.
با ادامه مسير به سمت بالادست و نقاط مرتفع، كم كم درختان انبوه و جنگلهاي سرسبز و درختان مرتفع بتدريج محو و درختان كم ارتفاع و بوته هاي زرشك و ... پديدار ميشوند. تا جايي كه بوته ها هم پراكنده و بكلي محو مي شوند.

اينجا كرك تاجننون در حومه روستاي ييلاقي «لرزنه» است. «لرزنه» نيمي از روزهاي سال مهآلود است. لرزنه در گرمترين روزهاي سال، حتي درانجيرپزان مازنيها اگرمهآلودباشد سرد است و آدم در آن لرزان. اينجا هرلحظه دسته هاي جديدي از مه به استقبالت ميآيند. گويي ابرها براي تماشاي نزديك زمينيان امدند. آرام و سنگين، درهم ميپيچند و ميروند تا در انتهاي ذهن و جانت خانه کنند.
با ادامه مسير و در ارتفاعات بالاتر و نقاط مرتفع مه غليظ تر مي شود. در ميان مه، به سركو مي رسي كه سمت راست جاده، دوشاخسنگ معروف لاكومي ها قرار دارد. در دوشاخسنگ در دو مكان جداگانه و با فاصله اي اندك از يكديگر روي تپه هاي ازجنس خاك، تخته سنگ هاي بسيار بزرگي بر روي خاك و در كنار هم قرار گرفتند كه گويي از جاي ديگر به آنجا حمل شدند. بروي يكي از اين تخته سنگ ها نقش پاي بزرگي قرار دارد كه به اعتقاد لاكومي ها نقش پاي رستم است.
با عبور از جاده تقريبا كفي در مسير سربالايي به كنگلو ميرسي. اگر هوا آفتابي باشد. در بالادست كل منطقه مازندران در آن نقطه از ارتفاعات همچون عروسي كه رو گرفته باشد، به يكباره رو به رهگذران مي نماياند.
روستا هاي ييلاقي لفوري ها به تازگي با ساخت و سازهاي بيرويه تغيير چهره دادهاست. خانههايي ويلايي و يك طبقه با چوب و گل و بعضي هم با گچ و سيمان از دل تپه ماهورها بيرون زده و نماي كوه را جلوه اي خاص داده است. در روزهاي تابستان كه فصل اقامت در ييلاق است. در حاشيه اين روستا ها دختران و پسران جوان و نوجوان زيادي براي كوهنوردي استفاده از طبيعت در اينسو و انسو پرسه مي زنند. و بالاخره با ادامه مسير به روستاي امام زاده حسن ميرسي كه مراسم كشتي آن معروف است.
ميسير جاده ي فيروزكوه
از مسير جاده فيروزكوه بعد از ورسك، كم كم درختان انبوه و جنگلهاي شمالي پديدار ميشوند. سمت چپ تابلوي خوشآمد به پل سفيد كنار ايست و بازرسي پليس راه، جاده الاشت است. با عبور ازروي پل رودخانه راه خروجي به معادن زغالسنگ در سمت راست قرار دارد و تابلوي رهنما از فاصله 35 كيلومتر با آلاشت خبر مي دهد.
با افزايش ارتفاع، تعداد پيچ ها بيشتر و فاصلهي پيچهاي جاده از يكديگركمتر ميشود. در مسير پيچ ها يك سمت جاده پرتگاه است و سمت ديگر آن كوه پوشيده از بوته هاي سبز و رود و همينطور پونهي وحشي و چشمههايي كه در كنار جاده از دل كوه سر برآوردهاند.. حركت در اين مسير با اندکی ترس و دلهره همراه است. ترس از اینکه در جايي از جاده و در سر پيچ ها، جاده بپيچد و راننده نپيچد. كه با كمال تاسف خيلي از راننده ها همراه با پيچ جاده نپيچيدند.
اما زيباييهاي جاده هم گاهي اوقات ترس را از ياد انسان مي برد و اورا در مسير خود ميكشاند. بعد از گذر از آخرين پيچ انگار دنيا را فتح كردي و بر بلنداي كوههاي اطراف، تمام راهي را كه آمدهاي يكجا در مقابل چشمانت نمايان مي شود. جادهاي كه تقريبا شبيه به زندگي است.با ادامه مسير روستاي «ليند» پديدار مي شود. بعد از گذشتن از روستاي «ليند» به دو راهي ميرسي كه يكي به سمت روستاي «سرين» و لرزنه و با ادامه مسير تا آنسوي رشتهكوه البرز ادامه دارد. جاده سمت راست دوراهي روستاي لرزنه سر از جلگهي شمالي در ميآورد و ديگر از كوه خيري نيست. اما جاده سمت چپ مسير روستاي آلاشت است.
در پايين دست، درهاي است كه روستايي در آن خود نمايي ميكند و در فاصلهاي دور از آن، خانهاي تك افتاده است كه با جادهاي مارپيچ به ده وصل ميشود. روستاييها به آن «دختر پاك» ميگويند و معتقدند كه دختر پاك مدفن بانويي والا قدر است و مردان حق نزديك شدن به آن را ندارند. ماري سمي نگهبان عبادتگاه است و هرگاه كه مردي بخواهد قدم در اين جاده بگذارد با مرگ روبرو ميشود.
هر جمعه دختران و زنان حاجتمند به اين زيارتگاه ميروند تا از دختر پاك مراد بگيرند. دكتر «پرويز ورجاوند»، كارشناس ميراث فرهنگي، اين عبادتگاه را يكي از المانهاي آيين ناهيد ميداند و ميگويد: «تا كنون تحقيق مستندي در مورد اين محل انجام نشده است و هنوز نميتوان اين ديدگاه را كه آلاشت، يكي از محلهاي پرستش ميترا يا ناهيد بوده را رد يا تاييد كرد. آلاشت در شيب دره قرار گرفته است و در قسمت بالايي شهر، منارهي مسجدش با معماري منحصر بفرد خودنمايي ميكند.
صبحگاهان ابرها از آسمان به زمين ميآيند؛ آرام و سنگين، به نوبت به دستبوسي مادر خاك در آلاشت ميروند. آنگاه با آرامي به جايگاه آسماني خود باز ميگردند تا خورشيد ذوبشان كند. به گفته قدیمی ها و در گذشته نه چندان دور سرماي وحشي زمستاني، آلاشت را از سكنه خالي ميكند و تقریبا همه اهالي براي قشلاق به روستاهاي لفور کوچ می کردند. اما هميشه يك خانواده يا يك نفر به عنوان نگهبان باقي ميماند. البته به اعتقاد یکی از دوستان (که در ذیل این نوشته اظهار نظر نمودند.)همیشه این شهر مملو از سکنه بود و حداقل در 500سال اخیر زمستانها خالي از سكنه نميشد. با آنكه در سال های اخیر دبيرستان و مدرسه فني حرفهاي آن منحل شده است. ولي هنوز خانواده های زیادی در فصل زمستان در آلاشت ساكن هستند، ضمن آنكه مدارس دوره های راهنمايي و ابتدايي در اين شهر تقريبا پا برجاست. (با تشکر از آقای عادل جهان آرای)



بازگشت به صفحه نخست پایگاه مرکزی موسسه
اعضای محترم عضو در موسسه تنها با تماس تلفنی با شماره ۰۹۱۹۲۱۲۰۵۲۴ و ایجاد هماهنگی قبلی و ارایه آی دی خود به صورت اس ام اس میتوانند در گروپ شیوار ۸۱ عضو شوید
لطفاْ جهت برخورداری مختص اعضاء از مزایای عضویت در موسسه شیوار با ما در این زمینه همکاری نمایید تا بتوانیم خدماتی را که ویژه اعضا است را در اینجا ارایه کنیم


شیوار نام کهن پارسی ( اوستایی ) گل لاله واژگون یا همان گل اشک است که به دلیل رویشگاه کوهستانی آن نام شیوار کوهستان برای موسسه شیوار کوهستان که این وب قبلاَ متعلق به این انجمن بوده انتخاب گردیده است