دو برادر ايتاليايي پرده از راز ارتش گمشده کمبوجيه برداشتند

 

 

دو برادر ايتاليايي پرده از راز ارتش گمشده کمبوجيه برداشتند

 

بقاياي كشف شده از لشكر گمشده كمبوجيه هخامنشي در صحراي مصر

خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ ميترااسدنيا ـ برادران باستان‌شناس ايتاليايي در گفتگو با ديسكاوري از كشف راز ارتش گم شده كمبوجيه سخن مي‌گويند.
 
به گزارش ديسكاوري نيوز به نقل از باستان‌شناسان ايتاليايي بقاياي ارتش شاهنشاهي ايران كه گفته مي شود 2500 سال پيش در توفان شن كه در غرب صحراي مصر رخ داد ناپديد شده بودند، سرانجام پس از سيزده سال تلاش و پژوهش باستان شناختي كشف و يكي از بزرگ‌ترين معماهاي باستان شناسي را حل كرد.
 
اسلحه‌هاي برنزي، يك گردنبند نقره‌اي و يك گوشواره و نيز هزاران قطعه استخوان انسان در صحراي پهناور وحشي و عاري از سكنه درمنطقه ساهارا(صحرا) اميد پژوهشگران را به كشف ارتش گمشده كمبوجيه دوم شاهنشاه ايراني را برانگيخت.
 
ارتشي كه گفته شده است با 50 هزار مرد جنگي براثر گرفتار شدن در توفان شن در سال 525 پيش از ميلاد دراين صحراي سوزان دفن شدند.
 
«داريو دل بوفالو» يكي از اعضاي تيم كاوش باستان‌شناسي در منطقه صحراي مصر از دانشگاه لسه درهمين زمينه مي گويد: «ما اولين شواهد باستان‌شناسي را بدست آورده‌ايم كه گزارش‌هاي هرودت تاريخ‌نگار يونان باستان را تاييد مي‌كند.»
 
طبق نوشته‌هاي هرودت كمبوجيه پسر كورش كبير پس از سرپيچي كاهن معبد آمون از پذيرش ادعاي كمبوجيه بر فرمانروايي مصر، با 50 هزار نيروي سپاهي از تبس به واحه سيوا حمله كرده بود.
 
پس از هفت روز راه پيمايي در صحرا لشگر ايرانيان به واحه اي رسيد كه به گفته ناريخ نگاران الخرجه بود اما پس از ترك اين واحه، اين لشگر عظيم 50 هزار نفره ناپديد شد.
 
به گفته هرودت علت اين امر وقوع توفاني شديد و مرگبار بود كه ستون‌هاي عظيم ارتش ايران را در لايه‌هاي شن و خاك فرو برد به حدي كه تمامي افراد سپاه را بلعيد و مدفون كرد.
 
يك قرن پس از آن كه هرودت گزارش خود را نوشت اسكندر مقدوني موفق شد با سفر زيارتي خود به معبد آمون در سال 332 پيش از ميلاد، دوستي وتاييد كاهن اين معبد را با كسب لقب الهي پسر زئوس ، براي خود بدست آورد.
 
افسانه ارتش گمشده كمبوجيه به هرحال به عنوان يكي از روايات عهد عتيق به فراموشي سپرده شد و به دليل بدست نيامدن هرگونه اثري از جنگجويان پژوهشگران به تدريج اين داستان را در رديف داستان‌هاي خيالي تلقي كردند.
 
اكنون دو تن از باستان شناسان برجسته ايتاليايي اعلام كرده‌اند كه شواهد تكان دهنده‌اي از ارتش گمشده پارسيان بدست‌ آورده‌اند كه نشان مي‌دهد درواقع در توفان شن بلعيده شده‌اند. اين دو باستان شناس و برادارن دو قلو «آنجلو» و« آلفردو كاستيگليوني» پيش از اين نيز به دليل يافته‌هاي باستاني‌شان در 20 سال پيش يعني كشف «شهر طلا» در مصر باستان شهرت داشته‌اند.
 
طبق گزارش‌هايي كه اخيرا در فستيوال فيلم‌هاي باستان‌شناسي «رورتو» نيز مطرح شده اين كشفيات نتيجه 13 سال تحقيق و بررسي و 5 برنامه حفاري در صحرا بدست آمده است.
 
همه اين فعاليت ها از سال 1996 و درجريان كاوش‌هاي باستان‌شناسي آغاز شد كه توسط «آلفردو كاستيگليوني» مدير مركز تحقيقات شرق صحرا در ونيز، با هدف تحقيق و بررسي شهاب سنگ‌هاي موجود در نزديكي بحرين، (واقع در واحه اي كوچك با فاصله اي نه چندان دور از سيوا) صورت مي‌گرفت.
 
تيم كاوش درحالي كه در منطقه مشغول كار بود متوجه اشياي نيمه مدفون از سفال و برخي بقاياي انساني شدند. از اين رو تلاش هاي دو برادر باستان‌شناس به جستجوي چيزي متمركز شد كه مي‌توانست در آن منطقه به نوعي پناهگاه طبيعي باشد.
 
طي بررسي‌هاي انجام شده متوجه صخره اي به ارتفاع 1.8 متر و 35 متر درازا باحفره اي به عمق 3 متر شدند كه كه به عنوان امري طبيعي درصحرا يافت مي‌شود اما اين صخره بزرگ تنها چيزي بود كه درآن منطقه بدست‌آمد.
 
به گفته كاستيگليوني اندازه و شكل اين صخره از آن پناهگاه خوب و كاملي براي پناه بردن دربرابر توفان هاي شن ساخته بود.
 
اين بررسي‌ها همزمان شد با كشف بقايايي از سلاح‌هاي باستاني از جمله خنجرهاي برنزي و تعداد سرنيزه كه توسط يك زمين شناس مصري به نام «علي بركت» از دانشگاه قاهره بدست آمد.
 
كاستيگليوني مي گويد: «درست است كه ما از اشياي بسيار كوچكي سخن مي‌گوييم اما اين اشياي كوچك بي‌نهايت مهم‌اند زيرا اين اشيا اولين اشياي عصر هخامنشي و مشخصا زمان حكومت كمبوجيه هستند كه از بيابان‌هاي شني درمحلي بسيار نزديك به سيوا بدست آمده‌اند.»
 
درپي كشف اين اشيا در تيم كاستيگليوني نيز موفق به كشف يك بازو بند نقره، يك گوشواره و تعدادي گوي كه احتمال مي‌رفت بخشي از يك گردنبند باشد، بدست آوردند.
 
 طبق همين گزارش «آندره كاگنتي»متخصص طراز اول جواهرات باستاني نيز گفته است: «بررسي‌هاي اوليه‌اي كه بر اساس تصوير اين اشيا صورت گرفته،حاكي از آن است كه تاريخ اين اشيا قطعا به دوران هخامنشي باز مي‌گردد. اين گوشواره و نيز گوي‌هاي گردنبند كه درمصر بدست آمده‌اند، همگي از جنس نقره بودند و درواقع گوي‌هاي گردنبند شباهت زيادي به گوشواره ديگري داشتند مربوط به قرن 5 پيش از ميلاد كه پيشتر از تركيه بدست آمده بود.
 
درسال‌هاي بعد برادران كاستيگليوني با بررسي نقشه‌هاي باستاني به اين نتيجه رسيدند كه ارتش كمبوجيه هزگز به مسير درازي كه تصور مي‌شد مسيركاروان رويي از واحه «دخله »و واحه «فرافرا» بوده، نرفته است.
 
از قرن 19 ميلادي باستان‌شناسان و محققان بسياري در تلاش براي كشف سرنوشت ارتش گمشده در امتداد مسير ياد شده كاركرده‌اند اما هيچ يك درتلاش‌هاي خود موفق نشدند. دربررسي هاي تازه ما مسير ها و فرضيه هاي مختلفي را جستجو كرديم كه از جنوب مي‌آمد . درواقع ما دريافتيم كه چنين مسيري تقريبا از سلسله 18 مصر باستان وجود داشته و محل تردد صحراگردان بوده است.
 
به گفته كاستيگليوني ارتش پارسيان از منطقه الخرجه راه جاده اي غربي را به منطقه «قلف الكبير»از طريق وادي «عبدالملك» پيموده و سپس به سوي شمال سيوا رهسپار شده است.
 
اين مسير باتوجه به اين كه در مسير ديگر واحه ها همه تحت كنترل مصريان بود به ارتش كمبوجيه كمك مي‌كرد كه بدون الزام به جنگ و درگيري در واحه‌هاي ديگر بدون مزاحمت پيشروي كنند.
 
براي بررسي فرضيه‌هاي ديگر، برادران كاستيگليوني دست به مطالعات زمين‌شناسي در مسير جايگزين زدند. طي اين بررسي‌ها آنان مخازن‌هاي خشك شده و نيز چاه‌هاي مصنوعي متعدد وصدها ظرف سفالي براي حمل آب بدست آوردند كه همگي در زير شن‌ها مدفون شده بودند. اين قبيل منابع و مخازن آب احتمالا براي حمل در راهپيمايي در صحرا ساخته مي‌شده است.
 
آزمايش‌هاي تعيين دوره زماني اين ظروف سفالي را 2500 سال قبل تعيين كرده‌اند كه دقيقا مصادف با دوره كمبوجيه است.
 
طي آخرين كاوش‌هاي انجام شده در سال 2002 برادران كاستيگليوني به محلي كه مكان كشفيات اوليه آن‌ها بود بازگشتند و درست در همان جا درحدود 100 كيلومتري جنوب سيوا روشن شد كه نقشه‌هاي باستاني در مورد مكان معبد آمون دچار اشتباه شده‌اند.
 
سربازان معتقد بودند كه به مقصد مورد نظر خود رسيده‌اند اما به جاي آن معبد با بادهاي قدرتمند، مرگبار و غير منتظره‌اي موسوم به توفان «خمسين» مواجه شدند كه از جنوب شرقي و از منطقه صحرا به سوي مصر مي‌ورزيد.
 
برخي سربازان جان پناهي در برخي پناهگاه هاي طبيعي بدست آوردند اما سربازان ديگر به مسيرهاي مختلف ديگري افتادند. از اين گروه برخي به درياچه سيترا رسيدند و درنتيجه جان بدر بردند.
 
درپايان اين كاوش‌ها تيم برادران باستان شناس تصميم گرفتند داستان‌هايي را درباره هزاران استخوان انساني كه دهه‌ها پيش براثر وقوع طوفان در نزديكي همان منطقه آشكار شده بود، مورد بررسي قرار دهند.
 
درواقع آنان با قبرهاي گروهي مواجه شدند كه پر از صدها تكه استخوان و اسكلت انسان بود.
 
كاستيگليوني افزود:«درجريان اين تحقيقات ما دريافتيم كه اشياي باستاني زيادي قبلا توسط دزدان و حفاران غير مجاز در معبد از زير خاك خارج شده و از اين ميان شمشيري بسيار زيبا نيز بدست آمده بود كه به يك توريست امريكايي فروخته بودند.»
 
درميان اين انبوه استخوان‌ها تعدادي سرنيزه ايراني و نيز تكه‌هايي از تجهيزات مربوط به اسبهاي جنگي بدست آمد كه نمونه‌هاي مشابهي از اين تجهيزات در آثار نقاشي از برخي اسب‌هاي ايران باستان ترسيم شده، ديده مي‌شود.
 
 دل بوفالو نيز مي‌گويد: «دراين صحراي خالي از سكنه و وحشي ما با ارزش‌ترين مكاني را كشف كرديم كه درواقع محل وقوع يك تراژدي تلخ بوده است.»
 
تيم پژوهشي درپي اين يافته‌ها نتايج تحقيقاتي خود را با تيم تحقيقات زمين‌شناسي مصر درميان گذاشت و اشياي بدست آمده را نيز به مقامات مصر تحويل داده‌اند.
 
دل بوفالو مي گويد:«من مطمئن هستم كه ارتش گمشده در جايي پيرامون همين منطقه كه ما مورد بررسي قرار داده‌ايم شايد در 5 متري عمق شن‌هاي صحرا مدفون شده‌اند.»
 
«مسلمان شلتوت»استاد اختر فيزيك در موسسه ملي تحقيقات ستاره‌شناسي و ژئوفيزيك در قاهره معتقد است اين بسيار محتمل است كه ارتش كمبوجيه مسيرجايگزين غربي را براي رسيدن به سيوا برگزيده باشد.
 
وي مي‌افزايد: «به نظر من اين مسئله به طراحي بد در برنامه لشگركشي مربوط است كه سبب شد سپاهيان را در طول مسيرهاي بياباني با مشكل كمبود آب و غذا و بدتر از همه با پديده فوران توفان كشنده خمسين مواجه كند.»
 
«پيرو پرونتي» سردبير مهم‌ترين مجله باستان‌شناسي ايتاليا نيز مي‌گويد: «من به‌شدت تحت تاثيرفعاليت‌ها و زحمات كار پژوهشي باستان‌شناسان درمصر قرار گرفته‌ام و فكر مي‌كنم يافته‌هاي برادران كاستيگليوني بسيار اميد بخش است.»
 
وي افزود: «درواقع كاوش‌هاي آنان همه براساس مطالعات بسيار دقيق در زمينه منظر و چشم‌اندازهاي منطقه صورت گرفته و كاوش‌هاي بسيار عميق در منطقه مطمئنا ضروري است.»
 
 
برگرفته از سایت میراث خبر
 
 
 

 
 
( عکس زیر لینک ورود برای عضویت در گروپ تعطیلات می باشد روی عکس کلیک کنید )
 

براي عضويت در اين گروپ روي اين عكس كليك كنيد

  

 

برای مشاهده بهترین تورهای اکوتور ، جامع ترين تورهاي ماجراجويانه ايرانگردي و شهر گردي 

 

براي ديدن بهترين و مناسبترين پكيجهاي تورهاي خارجي

 

براي رزرو آنلاين بليط چهار هواپيمايي كشور

 

براي رزرو آنلاين بليط قطار و اتوبوس

 

براي رزرو آنلاين هتلهاي ايران و جهان

 

براي سفارش تورهاي سفارشي خود و سازمان و شركت و  موسسه خود

 

براي در جريان قرار گرفتن تورهاي ثابت يكروزه هفتگي ما

 

براي اطلاع داشتن از تورهاي كيش و قشم   روي گزينه زير كليك كنيد

 

براي مشاهده صفحه نخست كليك كنيد

  

 

 

 

همه چیز درباره قناتها

 

تاریخچه قنات

قنات که توسط مقنیان ایرانی اختراع شده ، هزاران سال قدمت دارد. قدمت بسیاری لازم قناتهای ایران ، از پنج یا شش هزار سال متجاوز است و عمری برابر با تاریخ کهن ایران دارد. با وجود این که چندبن هزار سال از اختراع آن می‌گذرد، مع هذا هنوز هم این روش استفاده از آب ، در قسمت مهمی از روستاها و مناطق مسکونی و کشاورزی و دامداری کشور معمول و متداول است و حتی یکی از ارکان اصلی کشت و زرع در نواحی خشک را تشکیل می‌دهد. این اختراع که امروزه شهرت جهانی پیدا کرده ، بعدها از ایران به بسیاری از کشورهای جهان انتقال یافته و مورد استفاده مردم در دیگر نقاط دنیا قرار گرفته است.

تصویر

چگونگی ابداع قنات


گوبلو معتقد است که قنات، ابتدا یک فن آبیاری نبوده، بلکه به طور کامل از تکنیک معدن نشأت گرفته و منظور از احداث آن جمع‌آوری آبهای زیرزمینی مزاحم (زه آبها) به هنگام حفر معادن بوده است.... تردیدی نیست که در گستره فرهنگی ایران، از معادن «مس» و احتمالاً «رویِ» موجود در کوههای زاگرس، در جریان هزاره دوم قبل از میلاد مسیح بهره‌برداری شده است.

ساختمان و مشخصات قنات

قنات ، تشکیل شده از یک دهانه یا هرنج که روباز است و یک مجرای تونل مانند زیرزمینی و چندین چاه عمودی که مجرا یا کوره زیر زمینی را در فواصل مشخص با سطح زمین مرتبط می‌سازد. چاهها که به آنها در موقع حفر ، میله هم گفته می‌شود، علاوه بر مجاری انتقال مواد حفاری شده به خارج ، عمل تهویه کانال زیرزمینی را نیز انجام می‌دهد و راه ارتباطی برای لای‌روبی ، تعمیر و بازدید از داخل قنات نیز به شمار می‌رود.

آغاز قنات ، همان دهانه قنات است که مظهر قنات نامیده می‌شود. مظهر قنات جایی است که آب از دل قنات بیرون می‌آید و ظاهر می شود و می‌تواند برای آبیاری و دیگر مصارف مورد استفاده قرار بگیرد. قسمت انتهایی قنات ، پیشکار قنات نامیده می‌شود که در آخرین قسمت آن ، مادر چاه قنات قرار گرفته است. قسمتهایی از قنات که با حفر آنها هنوز آب بیرون نمی‌آید "خشکه کار" و قسمتی که آبدار است (قسمت انتهایی) قسمت "آبده قنات" نامیده می‌شود.

حفر قنات

حفر قنات معمولا از مظهر ان که همان سطح زمین است و خشک می‌باشد، شروع و به مناطق آبده مادر چاه ، ختم می‌شود. بنابراین ، اول دهانه قنات یا هرنج که خشک است و بعد اولین چاهها یا میله‌ها که اینها هم خشک است و آب ندارد و به اصطلاح قسمت خشک کار قنات نامیده می‌شود، حفر می‌شود. بعد کار به طرف قسمت بالا دست که همان قسمتهای آبده و بیشتر آبده زمین باشد، ادامه پیدا می‌کند.

تصویر

طول و عمق قنات

طول یک رشته قنات که در میزان آبدهی آن نیز موثر است، نسبت به شرایط طبیعی میزان متفاوت است. این شرایط بستگی به شیب زمین وعمیق ما در چاه دارد. از طرف دیگر هرچه سطح آب زیرزمینی پایینتر باشد، عمق مادر چاه بیشتر می‌شود. طویلترین قناتی که تاکنون در ایران حفر شده ، در حوالی گناباد از توابع خراسان است که 70 کیلومتر طول آن است و عمیقترین مادر چاه قناتهای ایران به روایتی 400 متر و به روایت دیگر 350 متر عمق دارد و آن مربوط به قنات "قصبه" گناباد است. مهمترین عاملی که طول قنات را مشخص می‌کند، شیب زمین می‌باشد. هرچه شیب زمین کمتر باشد طول قنات بیشتر و هرچه شیب بیشتر باشد طول قنات کمتر خواهد بود.

محاسن و مزایای قنات

سیستم استخراج در قنات طوری است که آب بدون کمک و صرف هزینه فقط با استفاده از نیروی ثقل از زمین خارج می‌گردد. با توجه به چاهها و قناتهای موجود ، آب قنات در مقابل آبی که از چاه استخراج می‌شود، ارزانتر تمام می‌شود. آب قنات دائمی است و در مواقع اضطراری کشت و احتیاج زراعت در مواقع حساس به آب ، قطع نمی‌شود. منابع آب زیر زمینی توسط قنات دیر تمام می‌شود و استفاده طولانی دارد، هر چند بطور دائم چه مصرف شود و چه شود، خارج می‌گردد. قنات دارای مزایای بسیاری زیادی است که در اینجا فقط به تعداد محدود از آنها اشاره شد.

تصویر

معایب قنات

در زمینهای هموار و نواحی که آب زیرزمینی شیب کافی ندارد و نیز زمینهای خیلی سست و ماسه‌ای امکان حفر قنات نیست. آب قنات ، بطور دائم جریان دارد و قابل کنترل نیست. روی این اصل ، مدام باعث تخلیه آب زیرزمینی می‌شود. در فصولی که به آب احتیاج نیست و یا احتیاج به آن خیلی کم است، امکان جلوگیری از جریان و یا کنترل آن وجود ندارد.

قنات به خاطر این که در سفره‌های آب زیرزمینی کم عمق استفاده می‌شود و این منابع هم غنی نیست و دارای نوسان زیاد است، لذا قنات نسبت به تغییرات سطح آب زیر زمینی خیلی حساسیت دارد. در فصول گرم که گیاه به آب بیشتری نیاز دارد و نیز در فصول و سالهای خشک ، آب قنات کم می‌شود. قنات نسبت به چاه در مقابل سیل و زلزله و امثال اینها آسیب پذیر است و خرابی در قناتها بعضی مواقع طوری است که احیا مجدد آنها یا ممکن نمی‌باشد و یا از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه نیست.

منبع :  http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%d9%82%d9%86%d8%a7%d8%aa&SSOReturnPage=Check&Rand=0

 

تورهای غیر انتفاعی موسسه را با کلیک بر روی لینک زیر ببینید :

 

 تورهای ارزان قیمت

  تورهای کلاس B

 

 

 
 
( عکس زیر لینک ورود برای عضویت در گروپ تعطیلات می باشد روی عکس کلیک کنید )
 

براي عضويت در اين گروپ روي اين عكس كليك كنيد

  

 

برای مشاهده بهترین تورهای اکوتور ، جامع ترين تورهاي ماجراجويانه ايرانگردي و شهر گردي 

 

براي ديدن بهترين و مناسبترين پكيجهاي تورهاي خارجي

 

براي رزرو آنلاين بليط چهار هواپيمايي كشور

 

براي رزرو آنلاين بليط قطار و اتوبوس

 

براي رزرو آنلاين هتلهاي ايران و جهان

 

براي سفارش تورهاي سفارشي خود و سازمان و شركت و  موسسه خود

 

براي در جريان قرار گرفتن تورهاي ثابت يكروزه هفتگي ما

 

براي اطلاع داشتن از تورهاي كيش و قشم   روي گزينه زير كليك كنيد

 

براي مشاهده صفحه نخست كليك كنيد

  

 

 

قناتهای ایران

 

كاشفان فروتن آب!

 


قنات یا كاریز اختراع ایرانی هاست اختراعی كه باعث شده در حاشیه كویر زندگی و تمدن انسانی جریان داشته باشد

آب درآوردن و آب رساندن، كار راحتی نیست. به خصوص جایی كه آب نباشد. به همین خاطر، كویری ها یا شهرهای حاشیة كویر، پیشتاز بیرون كشاندن آب از دل زمین اند.

قنات، یكی از پیشرفته ترین تكنیك ها برای رسیدن به آب است.قنات كه پارسی آن كاریز می شود اختراع شگفت انگیز ایرانیان است و از این جا به بقیة جاهای دنیا رفته است. شواهدی در دست است كه ایرانیان از 3800سال پیش قنات را می شناختند و از آن استفاده می كردند. این فن آوری به تدریج از ایران به شمال آفریقا، چین و حتی به بخش هایی از آمریكای جنوبی مانند شیلی راه یافته است.

دكتر محمدجواد صفی نژاد، استاد دانشگاه و یكی از شاخص ترین چهره هایی است كه خودش از نزدیك سراغ بسیاری از این قنات ها رفته. آن چه دربارة قنات در این دو صفحه می خوانید، حاصل گپی است كه با استاد صفی نژاد زدیم.

پایاب

پایاب ها مكان هایی هستند كه برای دسترسی آسان به گذرگاه زیرزمینی آب قنات ساخته می شوند. پایاب با پله از سطح زمین به پایین می رسد. پایاب ها نقش تفریح گاه داشته اند و به خاطر هوای خنك شان، هم به طور خصوصی و هم عمومی از آن ها استفاده می شده است.فضای اصلی پایاب، از یك اتاق به شكل های چهارگوش و هشت گوش ساخته شده. در كف پایاب، یك حوض است كه معمولا آب قنات در آن می چرخد و از آن بیرون می رود.

آسیاب آبی

آسیاب های زیرزمینی در عمق چند متری زمین قرار گرفته اند. در بالای این آسیاب، آب چاه یا قنات جریان دارد. این آب باعث چرخیدن پره های آسیاب و چرخیدن سنگ آسیاب می شود و از این راه، در اعماق زمین گندم به آرد تبدیل می شود.

تمیز كاری قنات

یك قنات چند وقت به چند وقت باید لای روبی شود.

كلنگ

این كلنگ یك مقنی است.با این كلنگ دایره ای به قطر یك متر می زنند و بعد زمین را می كنند و تا پایین همین اندازه را رعایت می كنند.

اول و آخرقنات

اگر از آسمان به یك قنات نگاه كنید، ردیفی از دهانه ها را خواهید دید كه از مناطق خشك كوهپایه ها می گذرد تا به نقطه ای سرسبز كه یك روستا و یا یك شهر است برسد. این دهانه ها، چاه ها یا به اصطلاح میله هایی هستند كه به یك كانال طولانی ختم می شوند؛ به قنات. این چاه ها برای بیرون آوردن آب نیستند، بلكه آن ها را كنده اند تا بتوانند همان كانال زیرزمینی یا قنات را حفر كنند. اختراع خوبی است نه؟ به جای این كه هربار با طناب آب را بالا بكشی، یك بار خاك را بالا می كشی و تا سال ها آب خودش با پای خودش از دل زمین بیرون می آید. این معجزه ایرانیان است در دل كویر: قنات.

عجیب ترین قنات های ایر ان

قنات دوطبقه

اردستان

تا به حال، اسم قنات دوطبقه به گوش تان خورده است؟ در اردستان، قناتی هست كه دوطبقه است، یعنی دو رشته آب، 2 كیلومتر به موازاتِ هم حركت می كنند. این تنها قنات دوطبقة ایران است. ساختمان این قنات ها طوری است كه آب در گلِ بین آن نفوذ نمی كند و باعث می شود به هم نشتی نداشته باشند. این دو خط موازی، 18 متر با هم فاصله دارند.

این قنات ها وقتی به چاه های میان مسیر قنات یا میله ها راه می رسند، رشتة رویی قنات، میله را دور می زند. و فقط در مرحله آخر است كه این دو رشته به هم می رسند و از زمین بیرون می آیند.

گناباد

300مترزیرزمین

این كه چند صد سال پیش، بدون لوازم امروزی، چاهی 300 متری كنده شود، كمی عجیب به نظر می رسد. حفر این چاه با طناب معمولی نمی توانسته صورت بگیرد. با یك محاسبة سرانگشتی، وزن یك طناب 300 متری چیزی در حدود 300 كیلوگرم می شود. وزن سطلی كه به این طناب آویزان است را هم اضافه كنید تا پاره شدن طناب برایتان قطعی شود.

اما ذهن خلاق ایرانی فكر بكری كرده است. این قنات به صورت پلكانی ساخته شده. به این صورت كه 100متر به 100متر، به شكل پلكانی این چاه حفر می شده. یعنی 100 متر می كنده اند و یك پله می داده اند و دوباره 100 متر می كنده اند و یك پلة دیگر و همین طور تا آخر. این طوری، لایروبی قنات، ایستگاه به ایستگاه صورت می گیرد. اما نكتة بعدی برای چنین عمقی، مسأله هوا است. آن پایین قرار است یك عده آدم كار كنند و مطمئنا به هوا احتیاج دارند. این قضیه هم راه حلی داشته است. آن ها بدون این كه كپسول اكسیژنی باشد یا فن برقی اختراع شده باشد، با دستگاه دم، هوا را از بالا به پایین می فرستاده اند. تا آن پایینی ها نفس بكشند و نمیرند.

مركز تمدن كاریزی

كاشان

اگر كاشان را به عنوان مركز یك دایره در نظر بگیریم كه شعاع صد یا صد و بیست كیلومتری دارد، بیشتر نقاطی كه قنات های شگفت آور دارد و دارای ویژگی های منحصر به فرد است، در این دایره واقع شده است. در جاهای دیگر ایران هم قنات هست، اما این قنات ها پیچیدگی ها و ویژگی های خاص قنات های كویری را ندارند.

قنات مخروطی

ابراهیم آباد

سر راه قم به اراك، در ابراهیم آباد، قناتی هست كه شكل اش با قنات های دیگر فرق دارد. این قنات، مخروطی است. به طور معمول مقنی برای حفر چاه قنات كلنگ اش را كه دسته اش نیم متر است برمی دارد و دایره ای به شعاع یك متر می زند. بعد هم این دایره تا پایین ادامه پیدا می كند. اما این چاه، مخروطی شكل است. یعنی هر چه چاه به سمت پایین می رود، بازتر می شود. رفتن داخل این قنات، كار سختی است. آن ها كه رفته اند، می گویند دیواره های چاه، سنگ چین شده و سنگ ها را با ملات كنار هم گذاشته اند. دیوارة این قنات آب زا است و از بین آن، آب بیرون می زند. در این قنات، جز سیاهی و تاریكی و هوهوی آب، چیز دیگری نیست.

سد زیرزمینی

میمه

سد یا آب بند هم آن زیر وجود دارد. زمستان ها آب قنات زیاد می شده و آن ها برای ذخیرة این آب برای تابستان، سد می زده اند.

قنات میمه اصفهان، سدی با ارتفاع 9 متر دارد. جنس این سد از سنگ و ملات است. این جا 9 دریچه گذاشته اند. زمستان ها دریچه های گرد را با كوزه می بستند. به این صورت كه پارچه ای دور كوزه می پیچیدند و توی دریچه ها می كردند. هرچه فشار آب در زمستان بیشتر می شد، كوزه ها بیشتر در حفره ها فرو می رفتند.

آب پشت سد جمع می شود و گاهی وقت ها داخل كوه های اطراف قنات هم اتاقك هایی درست می كردند كه آب در آن ها انبار شود و تابستان كوزه را می شكستند و آب سرریز می كرده است.

طولانی ترین قنات

یزد

قنا تی در یزد هست كه 120كیلومتر طول دارد. در هیچ كجای دنیا قناتی با این طول وجود ندارد. اسم این قنات از قرن ششم در كتاب های تاریخی آمده است.

رضا مختاری

 

منبع :  http://www.tebyan.net/Literature_Art/Museums_CulturalCentres/2005/9/13/13135.html

 

تورهای غیر انتفاعی موسسه را با کلیک بر روی لینک زیر ببینید :

 

 تورهای ارزان قیمت

  تورهای کلاس B

 

 

 
 
( عکس زیر لینک ورود برای عضویت در گروپ تعطیلات می باشد روی عکس کلیک کنید )
 

براي عضويت در اين گروپ روي اين عكس كليك كنيد

   

برای مشاهده بهترین تورهای اکوتور ، جامع ترين تورهاي ماجراجويانه ايرانگردي و شهر گردي 

 

براي ديدن بهترين و مناسبترين پكيجهاي تورهاي خارجي

 

براي رزرو آنلاين بليط چهار هواپيمايي كشور

 

براي رزرو آنلاين بليط قطار و اتوبوس

 

براي رزرو آنلاين هتلهاي ايران و جهان

 

براي سفارش تورهاي سفارشي خود و سازمان و شركت و  موسسه خود

 

براي در جريان قرار گرفتن تورهاي ثابت يكروزه هفتگي ما

 

براي اطلاع داشتن از تورهاي كيش و قشم   روي گزينه زير كليك كنيد

 

براي مشاهده صفحه نخست كليك كنيد

  

 

 

ميراث فرهنگي از شهرداري منطقه 12 شكايت مي‌كند

 

مدير كل حقوقي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در گفت‌وگو با فارس:

ميراث فرهنگي از شهرداري منطقه 12 شكايت مي‌كند

خبرگزاري فارس: مدير كل حقوقي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري با بيان اينكه شهرداري منطقه 12 تهران علي‌رغم اعلام ميراث فرهنگي مبني بر توقف احداث ساخت‌وساز در هتل فردوسي به منظور حفظ منظر ميدان مشق، اين پروژه را متوقف نكرده است، گفت: از شهرداري منطقه 12 شكايت مي‌كنيم

به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، شهرداري منطقه 12 تهران بدون هماهنگي با سازمان ميراث‌فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري مجوز ساخت يك طبقه اضافه در هتل فردوسي را صادر كرده است.
علي‌رغم ارسال نامه مدير كل حقوقي سازمان ميراث فرهنگي به شهرداري منطقه 12 مبني بر ممنوعيت و توقف اين پروژه همچنان روند ساخت‌وساز در اين هتل ادامه دارد.
اميد غنمي، مدير كل حقوقي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس در اين باره گفت: شهرداري موظف است هر گونه عمليات ساخت و ساز، بازسازي و تغيير و تحولاتي كه در اماكن تاريخي و بافت‌هاي تاريخي و فرهنگي شهر را كه قرار است اتفاق بيفتد و براي آن مي‌خواهد مجوز صادر كند پيش از صدور مجوز، مراتب را به سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري اعلام كند.
وي در ادامه گفت: شهرداري براي صدور مجوز براي ايجاد اين تغييرات حتماً بايد از سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري مجوز دريافت كند.
مدير كل حقوقي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري اظهار داشت: نقشه ساخت و ساز بايد به تأييد و تصويب كميته فني سازمان ميراث فرهنگي برسد.
غنمي با بيان اينكه طي نامه‌اي به مسئولان شهرداري منطقه 12 تهران درباره اضافه كردن يك طبقه به هتل فردوسي كه در حريم منظري ميدان مشق قرار دارد، گفت: با عدم توجه شهرداري به تذكر سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري سازمان ميراث فرهنگي عليه شهرداري، سازنده و مالك اعلام جرم مي‌كند

خبرگزاری فارس

 

   در گروپ باشگاه تعطیلات عضو شوید     

عضویت در این گروپ برای همه آزاد میباشد

برای مشاهده بهترین تورهای اکوتور ، جامع ترين تورهاي ماجراجويانه ايرانگردي و شهر گردي 

 

براي ديدن بهترين و مناسبترين پكيجهاي تورهاي خارجي

 

براي رزرو آنلاين بليط چهار هواپيمايي كشور

 

براي رزرو آنلاين بليط قطار و اتوبوس

 

براي رزرو آنلاين هتلهاي ايران و جهان

 

براي سفارش تورهاي سفارشي خود و سازمان و شركت و  موسسه خود

 

براي در جريان قرار گرفتن تورهاي ثابت يكروزه هفتگي ما

 

براي اطلاع داشتن از تورهاي كيش و قشم   روي گزينه زير كليك كنيد

 

براي مشاهده صفحه نخست كليك كنيد

  

 

 

پیدایش جشن نوروز

 

 

پیدایش جشن نوروز

در ادبیات فارسی جشن نوروز را مانند بسیاری از آیین های دیگر ، رسم ها ، فرهنگ ها و تمدن ها به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری ، چون فردوسی ، منوچهری ، عنصری ، بیرونی ، طبری ، مسعودی ، ابن مسکویه ، گردیزی و بسیاری دیگر که منبع تاریخی - اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز و برگزاری جشن نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند ، که تنها به چند نمونه و مورد اشاره می شود:

از آن بر شده   فره بخـت اوی

جهان انجمن شد بر تخت اوی

مر آن روز را روز نو خواندند

به جمشیـد بر گـوهر افشاندند

بر آسوده از رنج تن، دل ز کین

سرسال نو هرمـز فرودین

بر آن تخت بنشست فیروز روز

به نوروز نو شاه گیتی فروز

می و رود و رامشگران خواستند

بزرگان به شادی بیاراستنـد

محمد بن جریر طبری نوروز را سر آغاز دادگری جمشید دانسته است : « جمشید علما را فرمود که آن روز که من بنشستم به مظالم ، شما نزد من باشید تا هر چه در او داد و عدل باشد بنمایید ، تا من آن کنم. و آن روز که بهمظالم [مجلسی که به شکایت مردم در باب ظلمهایی که بدانان شده، رسیدگی می شده]نشست ، روز هرمز بود از ماه فروردین ؛ پس آن روز رسم کردند.»

ابوریحان بیرونی ، پرواز کردن جمشید را آغاز جشن نوروز می داند: «چون جمشید برای خود گردونه بساخت ؛ در این روز بر آن سوار شد ، و جن و شیاطین او را در هوا حمل کردند و به یک روز از کوه دماوند به بابل آمد و مردم برای دیدن این امر به شگفت شدند پس این روز را عید گرفته و برای یادبود آن روز تاب می نشینند و تاب می خورند.»

به نوشته گردیزی: « جمشید جشن نوروز را به شکرانه این که خداوند گرما و سرما و بیماری و مرگ را از مردمان گرفت و سیصد سال بر این جمله بود ، برگزار کرد » و هم در این روز بود که جمشید بر گوساله ای نشست و به سوی جنوب رفت ، به حرب دیوان و سیاهان ، و با ایشان حرب کرد و همه را مقهور ساخت.

و سرانجام خیام می نویسد که « جمشید به مناسبت باز آمدن خورشید بهبرج حمل[هر یک از دوازده حصه ی منطقةالبروج، که اسامی آنها از این قرار است: 1- حمل 2- ثور 3- جوزا 4- سرطان 5- اسد 6- سنبله 7- میزان 8- عقرب 9- قوس 10- جدی 11- دلو 12- حوت ] قدما برای هر یک از برجهای دوازده گانه ی فلکی(منطقة البروج) قوه ی فاعله و منفعله قائل بودند ، یعنی آنها را گرم و سرد یا خشک و تر می پنداشتند، به همین جهت دوازده برج را به چهار دسته ، آبی ،  آتشی ، بادی و خاکی تقسیم کرده بودند، که هر سه برج، به یکی از این تقسیمات تعلق دارد. برجهای آبی: برجهایی که دارای مزاجی سرد و ترند: سرطان، عقرب و حوت. برجهای آتشی: برجهایی که دارای مزاجی گرم و خشک اند: حمل، اسد و قوس. برجهای بادی: برجهایی که دارای مزاجی گرم و ترند: جوزا، میزان و دلو. برجهای خاکی: برجهایی که دارای مزاجی سرد و خشک اند: ثور، سنبله وجدی.]، نوروز را جشن گرفت: سبب نهادن نوروز آن بوده است که آفتاب را دو دور بوده ، یکی آنکه هر سیصد و شصت و پنج شبانه روز به اول دقیقهحمل باز آمد و به همان روز که رفته بود بدین دقیقه نتواند باز آمدن ، چه هر سال از مدت همی کم شود ؛ و چون جمشید ، آن روز دریافت (آن را) نوروز نام نهاد و جشن و آیین آورد و پس از آن پادشاهان و دیگر مردمان بدو اقتدا کردند.»

در خور یادآوری است که جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز ، با آنکه جشن را به جمشید منسوب می کند ، یادآور می شود که ، آن روز را که روز تازه ای بود جمشید عید گرفت ؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز ، بزرگ و معظم بود.

گذشته از ایران ، در آسیای صغیر و یونان، برگزاری جشن ها و آیین هایی را در آغاز بهار سراغ داریم. در منطقه لیدی بر اساس اسطوره های کهن، به افتخار سی بل، الهه ی باروری و معروف به مادر خدایان، و الهه ی آتیس جشنی در هنگام رسیدن خورشید به برج حمل و هنگام اعتدال بهاری، برگزار می شد. مورخان از برگزاری آن در زمان اگوست شاه در تمامی سرزمین های یونان و لیدی و آناتولی خبر می دهند. به ویژه از جشن و شادی بزرگ در سه روز 25 تا 28 مارچ (4 تا 7 فروردین).

صدرالدین عینی درباره برگزاری جشن نوروز در تاجیکستان و بخارا (ازبکستان) می نویسد: «... به سبب اول بهار، در وقت به حرکت در آمدن تمام رستنی ها، راست آمدن این عید، طبیعت انسان هم به حرکت می آید. از این جاست که تاجیکان می گویند: حمل، همه چیز در عمل. در حقیقت این عید به حرکت آمدن کشت های غله، دانه و سرشدن (آغاز) کشت و کار و دیگر محصولات زمینی است که انسان را سیر کرده و سبب بقای حیات او می شود.

 وی در جای دیگر می گوید: در بخارا «نوروز» را که عید ملی عموم فارسی زبانان بوده ، بسیار حرمت می کردند. حتی ملای های دینی این عید را که پیش از اسلام ، عادت ملی بوده بعد از مسلمان شدن هم را ترک نکردند ، حتی رنگ دینی اسلامی داده و از وی فایده می بردند. ولی برگزاری شکوهمند و همگانی این جشن در دستگاه های حکومتی و سازمان های دولتی و غیر دولتی و در بین همه قشرها و گروه های اجتماعی، بی گمان، از ویژگی های ایران زمین است که با وجود جنگ و ستیزها، شکست ها و دگرگونی های سیاسی، اجتماعی، اعتقادی علمی و فنی، از روزگاران کهن پا برجا مانده و افزون بر آن به جامعه ها و فرهنگ های دیگر نیز راه یافته است؛ در مقام مقایسه، امروز جامعه و کشوری را با جشن و آیین  چندین روزه ای که چنین همگانی و مورد احترام و باور خاص و عام، فقیر و غنی، کوچک و بزرگ و بالاخره شهری و روستایی و عشایری باشد، سراغ نداریم.

آغاز سال

مردم شناسان را عقیده بر این است که محاسبه آغاز سال، در میان قوم ها و گروه های کهن، از دوران کشاورزی، همراه با مرحله ای از کشت یا برداشت بوده و بدین جهت است که آغاز سال نو در بیشتر کشورها و آیین ها در نخستین روزهای پائیز، زمستان و یا بهار می باشد.

نخستین محاسبه ی فصل ها، بی گمان در همه جوامع، با گردش ماه که تغییر آن محسوس تر و عینی تربود، صورت گرفت؛ اما به علت نارسایی ها و ناهماهنگی هایی که تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید انجام شد.

سال در نزد ایرانیان همواره دارای فصل نبود، زمانی شامل دو فصل : زمستان ده ماهه و تابستان دو ماهه؛ زمانی دیگر تابستان هفت ماه (از فروردین تا آبان) و زمستان پنج ماه (از آبان تا فروردین) بود و سرانجام از زمانی نسبتاً کهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شد. گذشته از ایران: «سال و ماه سغدی ها، خوارزمی ها، سیستانی ها در شرق و کاپادوکی ها و ارمنی ها در مغرب ایران، بدون کم وزیاد همان سال و ماه ایرانی است.»

 آغاز سال ایرانیان، هر چند زمانی دستخوش تغییر گردید ولی حمزه اصفهانی در کتاب «سنی ملوک الارض و الانبیاء» و ابوریحان بیرونی در «آثار الباقیه» می گویند که آغاز سال ایرانی، از زمان خلقت انسان (یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بوده یعنی  وقتی که آفتاب در نصف النهار، در نقطه اعتدال ربیعی و طالع سرطان قرار می گرفت.

برگرفته از :  http://www.tebyan.net/Literature_Art/SpecialEdition/2003/3/27/1855.html

 

 

 

تورهای غیر انتفاعی موسسه را با کلیک بر روی لینک زیر ببینید :

 

 تورهای ارزان قیمت

  تورهای کلاس B

 

  در گروپ تعطیلات عضو شوید     

عضویت در این گروپ برای همه آزاد میباشد

 

 

سفره عید یا هفت سین

 

سفره عید یا هفت سین

 

 

آداب و رسوم ایرانیان در آستانه ی سال نو

 

نزدیک تحویل سال نو ، در خانه هر کسی سفره عید چیده می شد . روی این سفره ، یک جلد قرآن ، لاله های بلور آویزدار یا شمعدان پایه بلور با شمع های روشن ، آینه بزرگ ، تنگی بلور پر از آب و دارای یک ماهی کوچک قرمز ، یک قرص نان ، نقل و نبات ، شیرینی خانگی و شربت ، آجیل و هفت سین که عبارت بودند از :

سبزی ، سکه ، سمنو، سنجد ، سرکه ، سماق ، سیب ( در صورت فراهم نشدن هر یک ) سیر ، سپستان و سپند می چیدند.

ابوریحان بیرونی ، در آثار الباقیه آورده که هفت سین ، عبارت از هفت قسم سبزه بوده که سر هفت استوانه در کنار خانه ، به نوروز سبز می کردند .

در آغاز سال نو ، همه افراد خانواده باید هر کاری به دست داشتند آن را ترک می کردند و لباس نو می پوشیدند و دور سفره هفت سین می نشستند و قبلاً به وسیله سرپرست خانواده تذکر داده می شد که هنگام سال نو را به شادمانی و خوشحالی و خوشوقتی بگذرانند .

موقع سال تحویل ، که در شهرها با شلیک توپ و در روستاها با نواختن طبل اعلام می شد ، یک نفر که سواد داشت در بین خانواده دعای تحویل سال نو را ( بعد از اسلام معمول شده بود ) می خواند و آن دعا چنین بود :

یا مقلب القلوب و الابصار ، یا مدبر اللیل و النهار، یا محول الحول و الاحوال، حوّل حالنا الی احسن الحال .

همین که سال نو تحویل می شد ، همه به قرآن و آینه و آب و ماهی و سبزی نگاه می کردند و سال نو را به هم تبریک می گفتند و روبوسی می نمودند . بزرگترها برای افراد خانواده از درگاه خداوند در سال نو سلامت و تندرستی و خوشوقتی و خیر و برکت آرزو و مسئلت می کرد ، پدر و مادر به بچه ها و خدمتکاران خانه عیدی می دادند . در شب و روز عید ، ماهی پلو و مرغ پلو پخته می شد. اولین کسی که بعد از سال تحویل به آن خانه وارد می شد خوشوقت می شدند که آن کس مرد یا پسر باشد زیرا آن را به فال نیک می گرفتند .

شاه بازی ، یا میرنوروزی

از جمله رسم های قدیمی مربوط به جشن عید نوروز ، جشن میرنوروزی بود . این رسم پادشاه نوروزی ، تا همین اواخر در ایران معمول بود و در بعضی از نواحی ایران آثاری از آن باقی بوده است .

علامه محمد قزوینی ، درباره میرنوروزی ، با استناد به این شعر حافظ

سخن در پرده می گویم ، چو گل از غنچه بیرون آی

که بیش از پنج روزی نیست ، حکم میرنوروزی

در مجله یادگار می نویسد :

تعبیر این شعر حافظ عبارت است از پادشاهی یا امیری یا حاکمیِ موقتی که سابقاً در ایران رسم بود . در ایام عید نوروز محض تفریح عمومی و مضحکه ، او را بر تخت می نشانده اند و پس از انقضای ایام جشن ، سلطنت او نیز به پایان می رسیده است .

گویا پادشاه حقیقی، محض ِ مطابقت سنت عمومی در آن چند روز، خود را بر حسب ظاهر از سلطنت خلع می کرده و نام پادشاهی را با جمیع لوازم ظاهری آن ، از فرمانروایی مطلق و اطاعت عموم عمال دولت ، از کشوری و لشکری ، از اوامر و نواهی او به یکی از پست ترین افراد واگذار می نموده است . این شخص مسخره در آن چند روز ، به یک نوع سلطنت دروغی صوری محض ، که واضح است جز تفریح و خنده و بازی هیچ منظور دیگری در آن نبوده ، می پرداخته است .

پادشاه نوروزی احکامی صادر می نموده ، عزل و نصب و توقیف و حبس و جریمه و مصادره می کرده و پس از چند روزی ، سلطنت کوتاه او به پایان می رسیده است . بدین مناسبت تعبیر پادشاه نوروزی یا میرنوروزی کنایه ای است از پادشاهی که مدت سلطنتش بسیار کوتاه و فرمانروایی او بسیار متزلزل و بی اساس باشد.

شاه بازی یا میرنوروزی در تهران

شاه بازی نوروزی در تهران ، صورت جدی تر و جالب تری داشته و با تشکیلات تقلیدی از دستگاه سلطنتی ، شاه و صدراعظم و سپهسالار و مستوفی الممالک و غیره تعیین کرده و به انجام این مراسم می پرداخته اند. عبدالله مستوفی در "شرح زندگانی من" ، درباره شاه بازی نوروزی شرح جالبی نوشته است که اهمیت برگزاری این مراسم را می رساند :

موقع نمایش این شاه بازی ، یک ماه به عید نوروز مانده تا جمعه بعد از سیزده فروردین بود .

برای تشکیلات این شاه بازی ، اطاق کوچکی بود که برای ما فرش کرده و پرده انداخته و پیش بخاری و لوازم گذاشته بودند ، ایوان ، پلکان ، اطاق سلام و خود بام وسیع هم میدان ما بود . چند دانه طپانچه سنگ چخماقی قدیمی پیدا کرده و آنها را در قنداق عراده دار نصب و برای هر یک ، جعبه چوبی با چهار عراده ساخته بودیم .

توپخانه و قورخانه ( اسلحه خانه ) و دو سه گلدان سفالی که دهنه ی آنها پوست جلد تنباکو گرفته و به روی خرپای ( چوبی ضخیم یا میله ای آهنین که آن را به طور عمود در زیر سقف یا جایی دیگر کار گذارند ) وسط این پشت بام با نخ بسته بودیم ، نقاره خانه ما بود .

 

میر نوروزی

میرنوروزی و حکومت مسخره او سابقه تاریخی دارد . در دوران های پیش و محققاً قبل از اسلام ، چند روز مانده به جشن باستانی نوروز ، دسته ای از مردم با نشاط و خوشدل ، به دور هم جمع شده ، از میان خود جوانی ورزیده و برازنده و خوش صورت را به نام میرنوروزی ، یا امیر نوروز انتخاب می کردند . لباس پر زرق و برق ، بر تن او کرده او را به الاغی یا شتری یا اسبی سوار کرده ، با طبل و ساز و کرنا به دنبال او به راه می افتادند .

این شخص ، با این تشریفات مسخره تا سیزده نوروز در آن شهر یا روستا ، امیر و فرمانده بود و با همین هیبت و چهره ای خندان ، در حالی که بر الاغ خود سوار بود ، کلاغی سیاه یا به روایتی بازی سفید ، در یک دست و باد بزن بزرگی در دست دیگر داشت که مرتباً خود را باد می زد و به حرکت در می آورد . پشت سر او جوانی فربه که لباس سرخ بر تن و چتری سفید بر سر میرنوروزی گرفته بود ، راه می رفت .

یک عده جوان که هر یک چوبی در دست داشتند می آمدند، که مفهوم آن برگشت میرنوروزی از جنگ و آوردن سر دشمنان او بوده است . این کاروان با هلهله و شادی و طبل و کرنا و فریاد و غریو تماشاچیان در شهر و روستا به گردش می آمد .

میرنوروزی که در این مدت حاکم و فرمانروا بود هر کاری می خواست انجام می داد و هر فرمانی می داد فوراً توسط اطرافیانش به مورد اجرا گذاشته می شد . اغلب کارهای مسخره و بی معنی و مردم آزار او باعث خشم مردم می شد . چنان که در ایام خلافت بنی امیه که این مراسم به طور کامل انجام می گردید در یکی از روزهای نوروز که عمربن عبدالعزیز خلیفه اموی در شهر می گذشت با عبور کاروان میر نوروزی برخورد کرد . میرنوروز با حرکات مسخره خود ، بدون آن که خلیفه را بشناسد ، از همراهان خود خواست که عمامه و بالاپوش و شال خلیفه را بگیرند و همراهان میرنوروزی هم لباس های خلیفه را به یغما بردند.

خلیفه که سخت متغیر شده بود ، چون به دارالخلافه آمد ، میرنوروزی و همراهان او را مجازات کرد و تا مدتی مراسم میرنوروزی را تعطیل کرد .

میرنوروزی ، با همراهان خود از کنار سرای دولتمندان که می گذشت طنابی به داخل منزل آنها می انداخت و صاحب خانه موظف بود که هدیه ای به طناب ببندد . میرنوروزی طناب را می کشید و هدیه را می گرفت .

در پاره ای از مواقع این کار به خاطر گرفتن فال انجام می گرفت . میرنوروزی با نیت صاحب فال طناب را به خانه می انداخت و از روی چیزی که صاحب خانه می فرستاد ، فال طرف را می گفت .

در پاره ای از نقاط ، همین که موکب میرنوروزی از دور می رسید دختران دم بخت که شوهر نکرده بودند یا حاجتی داشتند ، به سرعت در اطاقی یا آب انبار منزل پنهان شده و گرهی به لباس خود می زدند ، مادر دختر ، از خانه بیرون آمده و از همراهان میرنوروزی ، کودک نابالغی را به داخل منزل می بـُرد تا گره لباس دختر را بگشاید و بخت دختر باز شود .

این مراسم تا سیزده نوروز ادامه داشت و پس از آن میرنوروزی و همراهان متفرق می شدند و از ترس مردم ، از کارهای زشتی که کرده بودند تا مدت ها پنهان بودند. بعدها مراسم میرنوروزی ، تقریباً به حاجی فیروز تبدیل شد که تا امروز هم ، کم و بیش برگزار می شود .

مراسم شاه بازی یا میرنوروزی ، با اندک تفاوتی از عید تا سیزده فروردین در تمام ایران برگزار می شد . ولی امروز در شهرها انجام نمی گیرد ، احتمال دارد در بعضی از روستاها این مراسم هنوز هم رواج داشته باشد .

منبع : فرهنگ مردم

تألیف : سیدعلی میرنیا

برگرفته از :  http://www.tebyan.net/Archive/Occasions/2005/3/14/10789.html

 

 

تورهای غیر انتفاعی موسسه را با کلیک بر روی لینک زیر ببینید :

 

 تورهای ارزان قیمت

  تورهای کلاس B

 

  در گروپ تعطیلات عضو شوید     

عضویت در این گروپ برای همه آزاد میباشد

 

 

نمادهای هفت سین ایرانی سفره ای به گستردگی تمام جهان

 

نمادهای هفت سین ایرانی سفره ای به گستردگی تمام جهان

 

سفره نوروزی از جلوه های اصلی سیمای نوروز در جمع خانواده های ایرانی است.در قدیم بر حاشیه سفره های قلمكار ایرانی با قلم های خوانا و زیبا این شعر را می نوشتند:

ادیم زمین سفره عام اوست

بر این خوان یغما چه دشمن چه دوست

بخش عمده ای از جهان بینی ایرانی در این شعر نهفته است كه تمام جهان را سفره ای از نعمت های خدایی می داند كه برای دوست و دشمن گسترده شده است.

در این سفره (هفت سین) كه آن را روی فرش می گسترند، هفت سینی می گذارند. هفت، عدد نامیرایی و جاودانگی و كمال است و چیزهایی كه در سفره نوروز می گذارند در مناطق مختلف گوناگونی بسیار دارد. بسیاری نیز با آنچه در دیگر سفره ها می گذارند، مشترك است. شماری از اینها چنین است:

از سین ها: سیب، سركه، سماق، سنجد، سبزی، سبزه، سمنو، سپند، سنبل، سوهان، سنگك، سیاه دانه و سكه.

از شین ها: شهد، شكر، شمع، شمشاد، شانه، شیرینی، شربت.

از میم ها:میوه، ماهی، مرغ، ماست، مربا، مسقطی، میگو.

از خشكبار: سنجد، كشمش، انجیر، توت، برگ هلو، برگ زردآلو.

از آجیل ها: نخودچی، گندم و شاهدانه، بادام، گردو، تخمه كدو، تخمه آفتابگردان، تخمه هندوانه و تخمه خربزه.

از شیرینی ها: نقل، باقلوا، حلوا، عسل، شكر، نان برنجی، نان بادامی، نان نخودچی، پشمك، قطاب، زنجبیل، حاج بادام، لوز، كلوچه.

از میوه ها: خرما، نارنج و هر میوه ای كه فراهم باشد.

از دیگر خوردنی ها: نان، شیر، پنیر، تخم مرغ.

از موارد مقدس و متبرك: قرآن مجید، عكس حضرت علی(ع)، آینه، آب، گلاب، شمع.

آنچه در سفره می گذارند نمادی و آرمانی است:

قرآن مجید: نشانه استواری ایمان، زینت بخش سفره نوروزی مسلمین است كه پس از تحویل سال همه آن را زیارت كرده و چند آیه ای برای تبرك می خوانند.

تصویری از حضرت علی(ع): بنابر بسیاری از روایات روز غدیرخم سال دهم هجری كه حضرت محمد(ص)، حضرت علی(ع) را به جانشینی برگزید برابر با نوروز بود.

سفره: نماد گستردگی جهان است و سفیدی آن نشانه پاكی و سفیدبختی.

آینه: نماد جهان بی پایان و بارگاه خداوندی است.

شمع: به تعداد اعضای خانواده برای آرزوی شادی و روشنایی زندگی آنها. شعله افروخته نماد روشنایی و فروزه های جاودانه است.

جامی پر از آب با چند قطره گلاب: نشانه تازگی و نماد باروری و وجود زندگی. چند برگ نارنج به نشانه آرزوی سرسبزی روی آب شناور است. وجود نارنج شناور در آب، نماد شناوری زمین در كیان است.

كوزه ای پر از آب: نشانه درخواست باران و فراوانی آب است.

ماهی قرمز: در تنگ بلورین، نماد روزی حلال.

تخم مرغ رنگ شده: نشانه رنگارنگی نژادهای مختلف بشری و تأكید بر این كه بنی آدم اعضای یكدیگرند.

نان: بنیاد تغذیه است و در سفره نشانه بركت و روزی.

گندم: نماد روزی، فراوانی و بركت.

سیب: نشانه بركت، نعمت و سلامت.

سبزی: سبزه و سنبل نشان شادی، سرسبزی، خوشبختی.

سمنو: نماد فراوانی، خوراك و غذاهای خوب و پرنیرو.

سیر: برای گندزدایی و پاكیزگی محیط زیست و زدودن چشم زخم.

سركه: برای پاكی محیط و زدودن آلودگی ها.

سماق: نشان بركت آشپزخانه و پخت وپز است.

سنجد: نماد مهر و عشق.

سپند: نماد پیشگیری از چشم زخم.

 

برگرفته از :

  http://www.tebyan.net/Social/SevenContinents/TouringIran/Folklore/2006/3/18/16617.html

 

 

 

تورهای غیر انتفاعی موسسه را با کلیک بر روی لینک زیر ببینید :

 

 تورهای ارزان قیمت

  تورهای کلاس B

 

  در گروپ تعطیلات عضو شوید     

عضویت در این گروپ برای همه آزاد میباشد

 

راز پیدایش «حاجى فیروز»

 

 

راز پیدایش «حاجى فیروز»

 

از پیدایش نوروز تا تداوم آن در طول تاریخ آنچه مشترك بوده، روح شادى و شادمانى است به صورتى كه در كتاب «مزدیسنا»، نوروز به عنوان جشن بزرگ و با اهمیت براى ایرانیان معرفى شده است. شادى در نزد ایرانیان از درجه والاى اهمیت برخوردار است. آنگونه كه معتقدند خداوند در آفرینش پس از خلق آسمان و زمین، نشاط را نیز خلق كرد. این رتبه بندى بیانگر این واقعیت است كه خداوند شادى را از شرایط زیستى انسان و لازمه ادامه حیات دانسته است. پس نوروز كه روزهاى شادى طبیعت است، باید با شادى و خنده آغاز شود تا خانواده در همه سال خنده بر لب و شاد باشد. اگر خانواده شاد نباشد، فـَروَرَهاى مهمان خانواده خانه را ترك مى گویند و بركت از خانه مى رود. از این رو افرادى با شكل هاى خنده آور و سرودهاى خوش و اجراى حركات نمایشى و موزیكال شاد، خنده و شادى به خانه مى آوردند و با حركات و آوازهاى خود مردم خانه و كوچه و بازار را شادى مى بخشیدند.

او كه فردى نیك سیرت و سیاه صورت است،حاجى فیروز خوانده مى شود.

نظر برخى محققان در مورد انتخاب رنگ صورت و پوشیدن لباس سرخ، بر این است كه این انتخاب خود نمادى از یك تحول عظیم طبیعى است. این كه بهار شكوفه هاى سرخ را در میان سیاهى سرما ارمغان مى آورد، الهامى براى طراحى صورت و لباس حاجى فیروز است. صورت سیاه شده وى نمادى از سیاهى سرماى زمستان است و لبان و لباس هاى سرخش نمادى از بهار كه بر پیكره این سرما مى نشیند و حركات و آواز خواندی اش نیز دلیلى بر همین ادعاست. گویا این كار در قدیم به عهده غلامان سیاه بود كه به علت طرز تلفظ ناقص و نامأنوس واژه ها و طبع شادى طلبشان، مردم را به خنده و شادى و امید وا مى داشتند. اما این كه داستان این مرد اجرا كننده حركات موزیكال و طراحى خاص از كجا نشأت گرفته، به داستان عاشقانه اى بر مى گردد كه روایت كننده ازدواج عمو نوروز است، او منتظر زنى است كه با او ازدواج كند. محققان معتقدند این ازدواج نمادین میان عمو نوروز و زن بى نام (سال) به داستان ازدواج مقدس الهه و شاه مربوط مى شود. عمو نوروز نماد كسى است كه بركت مى دهد، حالا شاه باشد یا هر كس دیگر و آن زن منتظر هم، «زمین» است. چرا كه زن همیشه با زمین هم هویت است و آن هم به بارورى و روح زایندگى در هر دو جنس بازمى گردد. اما در باب سیاهى سر و صورت حاجى فیروز، مرحوم بهار حدس هایى زده بود، مبنى بر این كه این سیاهى باید به بازگشت او (حاجى فیروز) از دنیاى مردگان مربوط باشد. به تازگى شیدا جلیلوند با یافته هاى جدید و ترجمه لوح اكدى به همین داستان فرود «ایشتر» به زمین رسیده است.

دكتر مزداپور، داستان این حركت نمادین و اسطوره اى را كه بنیادى ترین نماد نوروز است، چنین شرح داده است: «ایشتر» كه همان الهه «تموز» است، شاه - دوموزى - را براى ازدواج برمى گزیند. یك روز الهه «ایشتر» به زمین مى رود، علت این تصمیم هنوز معلوم نیست، برخى حدس زده اند شاید خودش، الهه زیر زمین نیز باشد. با ورود الهه به زیر زمین، بارورى در روى زمین متوقف مى شود. دیگر نه درختى سبز مى شود و نه دیگر گیاهى مى روید و زندگى از جریان طبیعى مى ایستد و هیچ كس نیست كه براى معبد خدایان هدیه بدهد. از این رو خدایان از ایستایى جهان ناراحت بودند و براى پیدا كردن راه حل، جلسه اى ترتیب مى دهند و قرار مى شود نیمى از سال را - دوموزى - به زیر زمین برود و وقتى دوموزى به روى زمین مى آید، نیم دیگر سال را خواهرش كه «گشتى ننه» نام دارد به جاى برادر به زیر زمین برود. وقتى دوموزى به روى زمین مى آید، بهار مى شود و تمام مراسم نوروز هم ظاهراً و احتمالاً به دلیل آمدن اوست. وقتى - دوموزى - را از زیر زمین به بیرون مى فرستند، لبانش را قرمز مى كنند و دایره و تنبك و ساز و نى لبك به دستش مى دهند و این یعنى خود حاجى فیروز. دكتر مزداپور معتقد است با ترجمه این لوح اكدى از اسطوره حاجى فیروز رازگشایى شد.

پس در این هفته هاى آخر سال ما هم از لوح دلمان مهر برداریم و راز مهر بگشاییم و بگذاریم كه احساس هوایى بخورد.

روزنامه ایران

http://www.tebyan.net/Social/SevenContinents/TouringIran/Folklore/2006/3/18/16614.html

 

 

 

تورهای غیر انتفاعی موسسه را با کلیک بر روی لینک زیر ببینید :

 

 تورهای ارزان قیمت

  تورهای کلاس B

 

  در گروپ تعطیلات عضو شوید     

عضویت در این گروپ برای همه آزاد میباشد

 

 

نوروز در باکو

 

 

نوروز در باکو

 

جمهوری آذربایجان تنها کشور غیرفارسی زبانی است که دولت آن، عید نوروز را عید ملی شناخته است.

امروزه نوروز در کشور آذربایجان بسیار مفصل و با شکوه برگزار می شود و شباهت و نزدیکی سنت ها و آیین های نوروزی آن کشور به نوروز ایران بیش از دیگر کشورهای همسایه است.

در هفته پیش از نوروز در شهر باکو جنب و جوش زیادی به چشم می خورد. نرده ها و تیرهای چراغ برق را رنگ می کنند، میدان های شهر گلکاری می شوند، همه جا رنگ نو به خود می گیرد و بسیاری از مغازه ها در ویترین های خود یک سینی سبزه می گذارند.

در نزدیکی ایستگاه راه آهن باکو که به آن واغزال می گویند، سبزه، مهمترین نماد بهاری، به مغازه گل فروشی جلوه خاصی داده است. گل فروش صدها سبزه را با سلیقه چیده و آنها را تزئین کرده و مشتریان زیادی را به سوی خود جلب می کند. آذری ها به سبزه «سمنی» می گویند و همچون ایرانیان از چند هفته پیش از عید به تهیه آن می پردازند. اما از چند دهه پیش به این سو، جوان ترها به جای سبز کردن سنتی سمنی در خانه، به خریدن آن بسنده می کنند.

شیرینی های رنگارنگ و جنب و جوش کارکنان شیرینی پزی های باکو نیز گویای گسترش فعالیت آنها در این روزهاست. از بین شیرینی های گوناگون، دو نوع آن ویژه نوروزاند و عمدتاً در این روزها تهیه می شوند: شکر بوره و باقلوا. باقلوا که انواع آن در کشورهای دیگر نیز یافت می شود یکی از اجزاء مهم سفره نوروزی در باکوست. شکر بوره به قطاب شباهت دارد ولی چند برابر بزرگتر از آن است.

از آیین های دیگر نوروزی در جمهوری آذربایجان خانه تکانی است که در روزهای قبل از عید، همچون ایران با کمک همه اعضای خانواده انجام می شود. هر خانه باید در روزهای نوروز برای مهمان های سرزده آماده باشد. در گذشته مردم از سبزه سبز کرده خود سمنو درست می کردند. سمنو را نیز«اصفهان حلواسی» یا حلوای اصفهان می نامند.

چهارشنبه سوری نیز در آذربایجان برگزار می شود و به آن چهارشنبه آق شامی می گویند. مردم در آذربایجان به جای آخرین چهارشنبه سال، آنچنان که در ایران مرسوم است، چهار چهارشنبه باقی مانده از سال را به عنوان نماد آب، باد، خاک و آتش جشن می گیرند. «پروفسور نبی اف» که مطالعات زیادی درباره نوروز کرده، معتقد است که مراسم این چهارشنبه ها از روزگاران پیش باقی مانده و جنبه ای فلسفی دارد.

او در این باره می گوید: «این عید ملی به آفرینش انسان مربوط است. درک انسان از هستی با چهار عنصر آب، باد، خاک و آتش پیوند می خورد. از یک ماه مانده به عید نوروز در چهارشنبه های آخر سال جشن ها و مراسم مختلفی برگزار می شد که تا به امروز باقی مانده و به ما هم رسیده است.»

با وجود این امروزه از بین این چهار چهارشنبه تنها چهارشنبه آق شامی است که با شکوه زیاد برگزار می شود. در شام این روز در کوچه های باکو بخصوص در محله ایچری شهر بوته های بزرگ آتش افروخته می شود و پسرها و دخترها از روی آن می پرند. این مراسم با آنکه در دوره هایی از حکومت شوروی ممنوع بوده، ولی تا امروز به خوبی حفظ شده است.

باور به آتش به عنوان عنصری پاک کننده و برای دور کردن شر، از گذشته در فرهنگ های مختلف وجود داشته است. در ایران باستان نیز آتش عنصری مقدس بوده و ستایش می شده است.

در بعضی مراسم این عید، علائم زرتشتی خود را نشان می دهد. افروختن آتش و پریدن از روی آن و روشن کردن شمع از جمله آئین های زرتشتی است که به ما رسیده. بدین سبب زرتشتیان تصور می کنند که این جشن تنها از آنِ آنان است. بعد از آتش بازی بعضی بچه های آذری «پاپاق آتماق» می کنند که شبیه مراسم فالگوش در ایران است.

در مراسم «پاپاق آتماق» یا کلاه گردانی اکثراً پسرها شرکت دارند. آنها درِ خانه همسایه را می زنند و صاحب خانه در کلاه آنها چیزهای خوردنی مانند شکر بوره، باقلوا، فندق، سیب و شکلات می گذارد.

بعضی دختران نیز در این شب فالگوش می ایستند که به زبان آذری «گولاخ فالی» می گویند. آنها مخفیانه به سخنان همسایه گوش می دهند و آن را چنین تفسیر می کنند: «من پیش همسایه فال گوش ایستادم و شنیدم که مادری به بچه اش می گفت چراغ ها را روشن کن. برگشتم و از مادرم پرسیدم تعبیرش چیه؟ مادرم گفت که سال نو با روشنایی شروع می شه. تو چی شنیدی؟»

بعدازظهر روز آخر اسفند یا بیستم مارس، روز پیش از نوروز، گورستان های باکو مملو از کسانی است که به تعداد رفتگانشان، سینی های سمنو در دست دارند. بر روی بعضی گورها دو یا سه سینی سبزه گذاشته شده که نشانه این است که خانواده های چندی از خویشان آنجا حضور یافته اند. منظره گورستان در این روز حیرت انگیز است، گویی آذری ها مردگان خویش را نیز در جشن نوروز شرکت می دهند.

در شب پیش از نوروز همه افراد خانواده، در خانه یکی از بزرگترها جمع می شوند و شام را با هم می خورند. مهمترین و اصلی ترین خوراک نوروزی در آذربایجان ماهی است که باید حتماً سر سفره باشد. روی سر ماهی حلقه ای قرار می دهند که آن را باید بزرگترین دختر دم بخت خانواده در انگشت خود کند. براساس باورهای مردم، این کار دختر را خوشبخت می کند.

سفره نوروزی آذربایجانی ها با سفره نوروزی ایرانی ها تفاوت دارد و در زمان حاضر در آن هفت سین، هفت شین یا هفت میم وجود ندارد اما هر کدام از اجزا آن معنی خاصی دارد.

در دوره اتحاد شوروی سابق، نوروز آذری ها دوره های مختلفی را گذرانده است. در اوایل و بخصوص در دوره استالین آن را به کلی ممنوع کردند؛ در دوره بعد به صورت مشروط آزاد شد تا بالاخره در دهه هشتاد میلادی به کلی آزاد و جشن ملی اعلام شد. اما مردم آن را در گذشته چگونه برگزار می کردند و امروز چگونه برگزار می کنند؟

در دوره شوروی نوروز تنها در محیط خانواده برگزار می شد، ولی این مراسم هیچگاه با شکوه نبود، با این همه در آن زمان به خاطر وضع اقتصادی بهتر، همه مردم توان جشن گرفتن داشتند. در زمان حاضر این عید از طرف دولت پذیرفته شده و یک جشن رسمی است و بدین جهت در محیط عمومی و با موسیقی و رقص زیاد برگزار می شود.

اگرچه نوروز در سال های اخیر دوباره جشن گرفته می شود ولی در سال های حکومت شوروی، همچنانکه اشاره شد،‌ مردم برای برگزاری مراسم نوروز دچار مشکل می شدند. با وجود این پروفسور نبی اف معتقد است که رهبران محلی آن زمان حزب کمونیست در برگزاری این جشن و نگهداری آن در آن سال ها نقش داشته اند. او می گوید: «در سال 1966 حکومت شوروی سابق اجازه برگزاری مراسم نوروز را صادر کرد و این یکی از رویدادهای به یاد ماندنی کشور ماست. همین جا گفتنی است که در آن زمان منشی کمیته مرکزی و مسئول ایدئولوژی حزب کمونیست آذربایجان (عشقعلی قربانف) از این قرار حکومتی استفاده کرد و توانست نوروز را با شکوه تمام بر گزار کند.»

جشن نوروز خجند بر کناره سیحون

هرچند تجلیل نوروز در دوران شوروی پیشین در تاجیکستان با محدودیت روبرو بوده است، ولی مردم این کشور توانسته اند جشن نوروز را به عنوان بخشی از فرهنگ و میراث نیاکان خود تا به امروز حفظ کند.

تجلیل نوروز که در تاریخ مردمان آریایی سابقه چند هزار ساله دارد، برای مردم تاجیکستان، یک جشن ملی و سنتی محسوب می شود. نوروز به صورت گسترده - چه از سوی دولت و چه از سوی مردم - از طریق برگزاری محافل و اجرای سنن ویژه تجلیل می شود.

علی عطار

برگرفته از :

http://www.tebyan.net/Social/SevenContinents/TouringIran/Folklore/2006/3/18/16619.html

 

 

 

تورهای غیر انتفاعی موسسه را با کلیک بر روی لینک زیر ببینید :

 

 تورهای ارزان قیمت

  تورهای کلاس B

 

  در گروپ تعطیلات عضو شوید     

عضویت در این گروپ برای همه آزاد میباشد

 

عدد هفت در فرهنگ ملل مختلف

 

 

عدد هفت در فرهنگ ملل مختلف

 


فلسفه هفت سين چيست؟

به طور مقدمه بايد دانست که عدد "هفت" نزد ايرانيان قديم مقدس بود و به خاطر ستارگان هفتگانه يعني « زهره ، مشتري ، عطارد ، زحل ، مريخ ، زمين و خورشيد » عدد هفت را گرامي مي داشتند. نياکان ما که زرتشتي بودند ، اعتقاد داشتند  که عقل مقدس يعني " اهورامزدا " که به او "سپند مينو" نيز مي گفتند ، شش وزير بزرگ به نام "امشاسپندان" دارد  که يعني مقدسان جاويدان و اين شش امشاسپند با "سپندمينو" تشکيل (هفت سپند) مي دهند.علت اين که هفت سين به راستي هفت سين است ، اشاره به هفت "امشاسپند" است و چون کلمه "سپند" با سين شروع مي شده ، روي اين اصل به علامت آن هفت مقدس جاوداني ، چيزهائي در نظر گرفته شده که هم با حرف سين شروع شده باشند و هم مورد استفاده مثبت بشر واقع شوند.


عدد هفت در قديم :

مردم بابل عدد هفت را مقدس مي شمردند ، طبقات آسمان و زمين و سيارات هفت بوده است ، ايام هفته هفت روز است.


هفت از نظر مذاهب:

به عقيده هنديها در آئين برهما انسان هفت بار مي ميرد . عروس و داماد بايد هفت قدم به اتفاق هم بردارند. هفت قدم جلو رفته و قسم مي خورند ، در آئين زرتشت هفت فرشته مقرب وجود دارد. در تورات مذکور است که هفت نر و ماده را با خود برگير تا نسلي بر جهان بماند.


هفت در آئين مسيح :

هفت معجزه ، از 33 معجزه را مسيح در انجيل ذکر کرده است ، در انجيل از هفت روح پليد صحبت شده است ، به نظر فرقه کاتوليک ، هفت نوع شادي و هفت غسل تعميد وجود دارد.


هفت در اسلام:

آسمان هفت طبقه دارد . فرعون در خواب هفت گاو چاق و هفت گاو لاغر را ديد که گفتند هفت سال خشکسالي و هفت سال فراواني مي شود. جهنم هفت طبقه دارد . گناهان اصلي هفت عدد است . پيش از اسلام در بين اعراب ، هفت بار طواف دور کعبه مرسوم بوده و در سنت اسلامي نيز چنين است . هفت نفر قاري قرآن معروف بودند ، هفت بار شستن اشياء ناپاک و قرار گرفتن هفت عضو بدن هنگام نماز نيز مذکور است .هفت در تصوف : هفت وادي سلوک در تصوف معروف است 1) طلب ، 2)عشق ، 3)معرفت ، 4) استغنا ، 5)توحيد ، 6) حيرت ، 7)فنا ، مولوي مي گويد:هفت شهر عشق را عطار گشت    ما هنوز اندر خم يک کوچه ايم


هفت در تاريخ :

همراهان داريوش با خود او هفت نفر بودند، در نقش رستم در بالاي آرامگاه داريوش ، هفت نقش ملاحظه مي شود . جنگهاي هفت ساله در زمان لوئي 11 واقع شد. اژدهاي هفت سر معروف است . هفت پسر گشتاسب به هفت راهزن تبديل شدند و هفت خوان رستم و اسفنديار معروف است.


معابد هفت طبقه:

در بابل و آشور هر معبدي هفت طبقه داشت و هر طبقه به نام يکي از سيارات و هفت رنگ بود (سرخ ، سيمين، سفيد، سياه، ارغواني، آبي و سبز). حصار اکباتان هفت ديوار داشت و آرامگاه کورش هفت پله دارد.

برگرفته از کتاب " دايرة المعارف زرين "

http://www.tebyan.net/Archive/Occasions/2003/3/20/1816.html

 

 

 

تورهای غیر انتفاعی موسسه را با کلیک بر روی لینک زیر ببینید :

 

 تورهای ارزان قیمت

  تورهای کلاس B

 

  در گروپ تعطیلات عضو شوید     

عضویت در این گروپ برای همه آزاد میباشد

 

 

مدت برگزاری جشن نوروز

 

 

روزها یا ماه جشن نوروز

 

 

مدت برگزاری جشن هایی چون مهرگان، یلدا، سده و بسیاری دیگر، معمولاً یک روز (یا یک شب) بیشتر نیست. ولی جشن نوروز، که درباره اش اصطلاح «جشن ها و آیین های نوروزی» گویاتر است، دست کم یک یا دو هفته ادامه دارد.

ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را، پس از جمشید یک ماه می نویسد: «چون جم درگذشت، پادشاهان همه ی روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند. 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و کارکنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزیگران.»

کمپفر در سفرنامه ی خود آورده است که « در زمان شاه سلیمان صفوی، مهمانی ها، تفریح و جشن های نوروز در میدان های عمومی تا سه هفته طول می کشید.»

"درو ویل" مدت تعطیلی جشن نوروز را در زمان فتحعلی شاه دو هفته می نویسد. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست کم از "چهارشنبه آخر سال" آغاز و در "سیزده بدر" پایان می پذیرد.

رسم ها و آیین های نوروزی که از روزگاران کهن برگزاری آنها از نسلی به نسل بعد به ارث رسیده، به ناگزیر با دگرگونی شیوه های زندگی، تکنولوژی های صنعتی و ماشینی، سازمان های اداری شغل ها، قانون ها، وسایل ارتباط جمعی جدید بدون آنکه هویت خود را از دست بدهد، تحول یافته است. از آداب و رسوم کهن پیش از نوروز، بایستی از چهارشنبه سوری، خانه تکانی و پنجه (خمسه مسترقه) یاد کرد.


روزهای مردگان و پنجشنبه آخر سال

یکی از آیین های کهن پیش از نوروز، یاد کردن از مردگان است که به این مناسبت به گورستان می روند ، و خوراک می برند و به دیگران می دهند. زردشتیان معتقدند که: «روان و فروهر مردگان، هیچ گاه کسی را که بوی تعلق داشته فراموش نمی کنند و هر سال هنگام جشن فروردین به خانه و کاشانه خود بر می گردند.»

در روزهای پنجه، از جمله رسم ها، تهیه کردن غذاهای آیینی - مذهبی بوده، ابوریحان می نویسد: " ... وگبرکان در این پنج روز خورش و شراب نهند، روان های مردگان را و همی گویند، که جان مرده بیاید و آن غذا گیرد، " غذا پختن و بر مزار مردگان بردن در قرن چهارم رسم بوده است؛ از خوارزم تا فارس. خوارزمیان پنج روز آخر اسفند و پنج روز دیگری که در پی است و ملحق به این ماه، مانند اهالی فارس، در روزهای فروردگان برای ارواح مردگان در گورستان غذا می گذارند.

یکی از صورت های برجا مانده ی این رسم، در شهر و روستا، به گورستان رفتن پنجشنبه ی آخر سال است به ویژه خانواده هایی که در طول سال عضوی را از دست داده اند. رفتن به زیارتگاه ها و زیارت اهل قبور، در پنجشنبه – نظیر روز پیش از نوروز و بامداد نخستین روز سال – رسمی عام است. در این روز، خانواده ها خوراک (پلو- خورش)، نان ، حلوا و خرما بر مزار نزدیکان می گذارند و بر مزار تازه گذشتگان شمع  یا چراغ روشن می کنند. در برخی از شهرهای ایران، روز پیش از عید، خانواده های عزادار، از خویشان و نزدیکان با غذا و حلوا پذیرایی می کنند و بر سرمزار جمع می شوند. نیز رسم است که ایرانیان شیعه، در موقع سال تحویل، به زیارت قبر امامان و امامزادگان می روند.


خانه تکانی

اصطلاح خانه تکانی را بیشتر در مورد شستن، تمیز کردن، نو خریدن، تعمیر کردن ابزارها، فرش ها، لباس ها، به مناسبت فرا رسیدن نوروز، به کار می برند. در این خانه تکانی، که سه تا چهار هفته طول می کشد، باید تمامی ابزارها و وسیله هایی که در خانه است، جا به جا، تمیز، تعمیر و معاینه شده و دوباره به جای خود قرار گیرد. برخی از ابزارهای سنگین وزن مثل فرش ها، تابلوها، پرده ها و یا وسایل  دیگر، فقط سالی یک بار، آن هم در خانه تکانی نوروزی، جا به جا و تمیز می شود. در برخی از شهرهای آذربایجان نخستین چهارشنبه ماه اسفند (چهارشنبه موله) به شستن و تمیز کردن فرش های خانه اختصاص  دارد.


کاشتن سبزه

اسفند ماه، ماه پایانی زمستان، هنگام کاشتن دانه و غله است. کاشتن "سبزه عید" به صورت نمادین و شگون، از روزگار کهن، در همه ی خانه ها و در بین همه خانواده ها مرسوم بوده است.

در ایران کهن، بیست و پنج روز پیش از نوروز، در میدان شهر، دوازده ستون از خشت خام برپا می شد، بر ستونی گندم، برستونی جو و به ترتیب، برنج، باقلا، کاجیله (گیاهی است از تیره ی مرکبات ، که ساقه آن به 50 سانتی متر می رسد)،  ارزن، ذرت، لوبیا، نخود، کنجد، عدس و ماش می کاشتند؛ و در ششمین روز فروردین، با سرود یا ترنم و شادی ، این سبزه ها را می کندند و برای فرخندگیش به هر سو می پراکندند.  ابوریحان نقل می کند که «این رسم در ایرانیان پایدار ماند که روز نوروز در کنار خانه هفت صنف از غلات در هفت استوانه بکارند و از روییدن این غلات، به خوبی و بدی زراعت و حاصل سالیانه حدس بزنند.»

امروز در همه ی خانه ها رسم است که ده روز یا دو هفته پیش از نوروز، در ظرف های کوچک و بزرگ، کاسه، بشقاب، پشت کوزه و ... دانه هایی چون گندم، عدس، ماش و ... می کارند.

موقع سال تحویل و روی سفره ی "هفت سین" بایستی سبزه بگذارند. در برخی از شهرها سومین چهارشنبه پیش از عید به خیس کردن و کاشتن گندم و عدس برای سبزه های نوروزی اختصاص دارد. این سبزه ها را در خانواده ها تا روز سیزده نگه می دارند و در این روز، زمانی که برای "سیزده بدر" از خانه بیرون می روند، در آب روان می اندازند.


سفره هفت سین

رسم و باور کهن است که همه اعضای خانواده در موقع سال تحویل (لحظه ی ورود خورشید به برج حمل) در خانه و کاشانه خود در کنار سفره هفت سین گرد آیند. در سفره ی سفید رنگ هفت سین، از جمله، هفت روییدنی خوراکی را که با حرف« س» آغاز می شود و نماد و شگونی بر فراوانی روییدنی ها و فرآورده های کشاورزی است- چون سیب ، سبزه، سنجد، سماق، سیر، سرکه، سمنو و مانند این ها- می گذارند. افزون بر آن آینه، شمع، ظرفی شیر، ظرفی آب که نارنج در آن است، تخم مرغ رنگ کرده، تخم مرغی روی آینه، ماهی قرمز، نان، سبزی، گلاب، گل، سنبل، سکه و کتاب دینی (مسلمانان قرآن و زردشتیان اوستا و...) نیز زینت بخش سفره ی هفت سین است. این سفره در بیشتر خانه ها تا روز سیزده گسترده است.

در برخی از نوشته ها از سفره ی هفت شین (هفت روییدنی که به حرف شین آغاز می شود) سخن رفته و آن را رسمی کهن تر دانسته اند. در ریشه یابی واژه ی هفت سین نظرهای دیگری چون هفت چین (هفت روییدنی از کشتزار چیده شده) و هفت سینی از فرآورده های کشاورزی نیز بیان شده است. پراکندگی نظرها ممکن است به این سبب باشد که در کتاب های تاریخی و ادبی کهن اشاره ای به هفت سین نشده و از دوره ی قاجاریه است که درباره ی باورها ، رفتارها و رسم های عامیانه مردم تحقیق ، بحث و اظهار نظر آغاز شده است. نمی دانیم که آیا پیش از قاآنی هم شاعری هفت سین را در شعر خود آورده است یا نه؟

سین ساغر بس بود ما را در این نوروز روز  گو نباشد هفت سین رندان  دُرآشام را

میرزاده ی عشقی نیز در "نوروزی نامه" مسمطی برای آگاهی مردم آن دیار سروده :

بپا سازند از مازندران تا شوش و ملک ری  بساط هفت سین چینند و بنشینند دور وی

 

برگرفته از سایت :  http://www.tebyan.net/Literature_Art/SpecialEdition/2003/3/26/1843.html

 

 

 

تورهای غیر انتفاعی موسسه را با کلیک بر روی لینک زیر ببینید :

 

 تورهای ارزان قیمت

  تورهای کلاس B

 

  در گروپ تعطیلات عضو شوید     

عضویت در این گروپ برای همه آزاد میباشد

 

 

خاستگاه نوروز

 

 

خاستگاه نوروز

 


گفتگو با دكتر محمود روح الامینی، مردم شناس/ فرزانه ابراهیم زاده

«آن روز، روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگرچه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود» ابوریحان بیرونی - آثارالباقیه

نوروز یکی از بزرگترین جشن های ایرانیان است که از دیر باز در ایران برگزار می شد و آیین هایی خاص خود را داشت. در مورد خاستگاه نوروز نظرات فراوانی وجود دارد گروهی آن را به روزگار جمشید جم پادشاه کیانی و گروهی به دوره های پیش از این منسوب می دانند. این جشن از دیر باز تاکنون مراسم و آیین هایی داشته که برخی از آنها مانند خانه تکانی ، سفره هفت سین ، چهارشنبه سوری  و زیارت اهل قبور در پنج شنبه آخر سال هنوز هم در بین ایرانیان برگزار می شود.

اما آیا این آیین ها از گذشته تاکنون هم به همین شکل امروز برگزار می شده یا در طی قرون و اعصار تغییر کرده است؟ دکتر محمود روح الامینی مردم شناس و پژوهشگر فرهنگ عامه در این باره معتقد است: «این جشن ها در گذشته به شکل های دیگری برگزار می شده است. آنچه امروز ما از جشن های ایرانی می بینیم صورت تغییر یافته براساس شرایط روز آن است.» دکتر روح الامینی علت این امر را در این می داند که: «هیچ پدیده فرهنگی یکنواخت باقی نمی ماند. فرهنگ ثابت فرهنگ مرده است. بیشتر پدیده های فرهنگی به مرور زمان تغییر می کنند. منتهی برخی زودتر و برخی دیرتر تغییر می کنند.» این مردم شناس معتقد است که ما باید این جشن ها را در ایران امروز مطالعه کنیم او علت این امر را در این می داند که: «ما در امروز زندگی می کنیم و جشن ها را مانند همه پدیده های فرهنگی با مقتضیات زمانه مطالعه می کنیم.»

البته شکل ظاهری این جشن ها امروز نیز چون گذشته است یعنی بسیاری از آیین ها از قبیل نوروز مانند گذشته برگزار می شود اگرچه صورت مراسم به اقتصادی زمانه تغییر کرده است. مقداری از این تغییرات به دلیل سفر مردم در این ایام ایجاد شده است. در گذشته رسم بود که مردم در خانه بمانند؛ الان مردم بیشتر به سفر می روند. «سفر» در جشن های نوروزی نبوده است. این که این جشن از کی و چگونه تغییر کرد سؤالی است که کتاب های تاریخی پاسخ آن را به روشنی ارائه می دهند.

دکتر روح الامینی معتقد است: «رد پای این سنت ها را در لابه لای کتاب های تاریخی، اشعار و حتی تصاویر به دست می آوریم. کتاب هایی مثل تاریخ بیهقی و دیوان اشعار شاعران که در آن اشعار بهاریه یافت می شود.» علوم اجتماعی این تغییرات را بازگو می کند اما درباره چرایی تغییر آن صحبتی به عمل نمی آورد. دکتر روح الامینی می گوید: «این که چرا این جشن ها تغییر کرده نکته ای است که علوم اجتماعی از پاسخ دادن به آن پرهیز می کند.» بررسی این جشن ها و آیین ها جزئی از فرهنگ عامه یا فولکلور به حساب می آید.

وی می گوید: «این جشن ها و آیین ها بخش فرهنگ عامیانه ماست که به معنای دانش عامه است. یعنی چیزی یا شخصیتی آن را به وجود نیاورده است، زمانش معلوم نیست و قید مکان ندارد.» به عقیده این استاد دانشگاه: «جشن ها و آیین ها به مرور ایام تغییر می کند، ممکن است اسمش عوض شود یا شیوه برگزاری اش تغییر کند. این تغییرات را خود مردم به وجود می آوردند. این تغییر بخشی از فرهنگ است.» دکتر روح الامینی می افزاید: «ما سه ویژگی برای فرهنگ داریم: یکی این که دوام داشته باشد به طوری که یک نسل آن را تجربه کنند. عمومیت داشته باشد. اجباری هم نباشد.» با تمام این تعاریف نوروز از کی آغاز شد و در گذشته چگونه آن را جشن می گرفتند؟ دکتر محمود روح الامینی در مورد نوروز معتقد است: «نوروز یعنی جشنی که به مناسبت آغاز سال نو برگزار می شد. یعنی روزی که طول روز و شب به یک اندازه می شود. ایرانیان در این روز جشن می گرفتند الان هم این جشن ها وجود دارد. جشن نوروز و جشن مهرگان. این کلمات به زبان های دیگر هم راه یافته است عرب ها هم به عید «نی روز» می گویند. به جشن دیگر هم «مهرجان» می گویند که معرب مهرگان است.» این جشن در گذشته برای آغاز فصل کاشت برگزار می شد. همانطور که الان هم آغاز سال کشاورزی اول فروردین است. اما در گذشته نوروز دقیقاً اول فروردین برگزار نمی شد.

هر چند بسیاری از محققین اعتقاد دارند که تاجگذاری جمشید (که به روایتی بنیانگذار نوروز است) در روز اول بهار بوده اما دکتر روح الامینی معتقد است که جشن نوروز جابجا می شده و در زمان های مختلف برگزار می شده است. مثلا در زمان فردوسی براساس آنچه از اشعارش بر می آید در پاییز برگزار می شد. یا در یک دوره آغاز پاییز بوده است. علت این امر شاید این بود كه براساس تقویم گذشته ایرانیان، هر دوازده ماه سال سی روز بود در آخر سال پنج روز اضافه می آمد که در اصطلاح به آن گاهنبار و یا خمسه مسترقه یا پنجه  دزدیده شده می گفتند. چهار سال یک بار باید کبیسه می کردند.

به گفته دکتر روح الامینی: «این پنج روز، روز جشن همگانی بود. زمان فردوسی تیرماه بوده است. تا سال 1304 ماه ها سی روز بوده و آن پنج روز هم که پنجه یا خمسه مسترقه بود، حساب نمی شد. در سال 1304 برای این که تقویم هماهنگ شود و این مشکل حل شود شش ماه اول را سی و یک روزه می کنند و پنج ماه دوم سی روز و ماه آخر هم سه سال 29 روز و یک سال سی روزه می گیرند. » آیین های نوروزی در گذشته از ابتدای اسفند آغاز می شد اما جشن ها از پنجه آغاز می شد.

دکتر روح الامینی می گوید: «در شهرهای آذربایجان هر چهارشنبه اسفند را به یک نام می خوانند چهارشنبه اول برای خرید، چهارشنبه دوم برای تمیز کردن خانه است، چهارشنبه سوم برای سبزی کاشتن، و چهارشنبه چهارم برای دور ریختن وسایل زاید است. این رسم در شهرهای آذربایجان هنوز هم وجود دارد.»

آیا این سنت ها پیش از اسلام بوده یا خیر؟ او با اشاره به برخی از سنت ها و آیین های نوروزی می گوید: «هر کدام از این مراسم علتی داشته است. علتش امروز گم شده، اما جشن وجود دارد. ولی از این كه از روز اول چگونه بوده، هیچ چیزی در دسترس نیست.» شاید علت این امر این بوده که این جشن ها در حضور شاه برگزار می شده و هیچ شاعر و نویسنده ای از مراسم مردم چیزی ننوشته است. دکتر روح الامینی می گوید: «عامه مردم این باورها را داشتند؛ باور مردم در مورد مسائل مختلف وجود داشته و دارد. مثلاً هفت سین یکی از باورهای عامه مردم است هفت نماد را به صورت هفت سین می گذارند. لباس نو پوشیدن در سال نو وجود دارد و در کتاب ها هم هست. خانه تکانی هم از گذشته وجود داشته، الان هم مرسوم است و چهارشنبه سوری نیز مبحث مفصلی است؛ این رسم در بین عامه مردم هست.»

دکتر روح الامینی در مورد نحوه برگزاری این مراسم در گذشته می گوید: «اطلاعات ما در مورد این جشن ها از سیصد سال پیش به قبل، به دلیل نیامدن در کتاب ها بسیار محدود است. ما نمی دانیم که پیش از دوره صفویه آیین های نورزوی چگونه بوده است.» بنا به نظر او شاید این مراسم و آیین ها بیشتر در بین مردم رواج داشته است. این مردم شناس می گوید: «مثلا سؤال می شود که چرا هفت سین داریم؛ خوب همه ما می دانیم که «هفت» عدد مقدسی است و در بیشتر فرهنگ ها و زبان ها هم وجود دارد. اما چرا هفت سین و یا هفت چین بوده است کتاب ها اشاره ای نکرده اند.» وی همچنین می گوید: «یکی دیگر از مراسم، دید و بازدید نوروزی بود که در بین مردم وجود داشت. زردشتی ها معتقد بودند که باید به دیدار هم بروند حتی اگر قهر بودند، می آمدند می نشستند. چای و یا چیز دیگری می خوردند و می رفتند ولی رسم بازدید را از بین نمی بردند. این سنت برای ارتباط مردم با هم بود.

 روز قبل از نوروز، روز مردگان بود. مردم در این روز به گورستان می رفتند و با گذاشتن سفره هفت سین و شستن گور در گذشته خود او را در جشن نوزایی طبیعت شریک می کردند. یکی دیگر از این سنت ها این بود، کسی که یکی از اقوامش در طول سال مرده بود روز اول سال به دیدارش می رفتند شاید به این دلیل که در گذشته برای هر کسی که مرده بود مراسم سوم هفتم و سی ام و نوروز می گرفتند. خانه تکانی برای این بود که مردم سالی یکبار فرصت تمیز کردن خانه را داشتند کوزه های قدیمی را می شکستند.»

 روز قبل از نوروز، روز مردگان بود. مردم در این روز به گورستان می رفتند و با گذاشتن سفره هفت سین و شستن گور در گذشته خود او را در جشن نوزایی طبیعت شریک می کردند. یکی دیگر از این سنت ها این بود، کسی که یکی از اقوامش در طول سال مرده بود روز اول سال به دیدارش می رفتند شاید به این دلیل که در گذشته برای هر کسی که مرده بود مراسم سوم هفتم و سی ام و نوروز می گرفتند. خانه تکانی برای این بود که مردم سالی یکبار فرصت تمیز کردن خانه را داشتند کوزه های قدیمی را می شکستند.»

دکتر روح الامینی در مورد مراسم چهارشنبه سوری نیز معتقد است شکل اجرای این جشن تغییر کرده است: «چهارشنبه سوری به این شکل بعد از اسلام به وجود آمده است. ما می دانیم که در گذشته ماه سی روزه بوده و هر روز سال یك نام داشته است که هنوز هم این اسم ها هست. هنوز هم زردشتی ها روزها را به نام می خوانند مثلاً روز اول ماه را روز اورمزد می گویند، هفته و روزهای هفته وجود نداشته است. چهارشنبه در عرب روز نحس است همین وارد زبان فارسی شده ، و فردوسی هم گفته است. البته ما در دوره پیش از اسلام جشنی به نام سوری داشتیم. الان چهارشنبه سوری جای جشن سوری را گرفته است. خود این مراسم هم تغییر کرده چون چهارشنبه سوری را در زمان صفویه و تا 50 سال پیش، آخر ماه صفر می گرفتند. در ضمن جشن عربی هست که شب قبلش می گرفتند. جشن سوری سه روز آخر سال بود که آتش روشن می کردند. ایرانیان باستان برای آتش احترام زیادی قایل بودند و آتش را لگد نمی کردند. چراغ را هم می شکنند. به همین دلیل این جشن دچار تغییر شده است و از قالب اصلی خود خارج شده است.» ورود تکنولوژی های جدید و ابزار و امکانات شکل بسیاری از آداب و رسوم را تغییر داده است. در دوره امروزی مسافرت ها نمی گذارد مردم جشن بگیرند. دکتر روح الامینی می گوید: «در گذشته این سفرها به شکل امروز نبوده چون امکانات سفر نبود. حالا می گویند شهردار شیراز به اولین مسافر نوروزی که وارد شهر می شود هدیه ای می دهد؛ خوب این مخصوص امروز است. در خیلی از شهرها نمایشگاه می گذارند، یعنی سعی می کنند یک جشنی برگزار کنند. البته مراسمی مثل سیزده آنچنان در بین مردم وجود دارد که حتی با ممانعت هایی که در یک دوره وجود داشت نتوانست جلوی مردم را بگیرند. الان هم اگر به تقویم نگاه کنیم می بینیم که در روز سیزدهم فروردین نوشته شده روز طبیعت. مردم معتقد بودند اگر در روز سیزده در خانه بمانند بلا بر سرشان نازل می شود. جنبه های دینی را هم به آن اضافه می کنند. عیدی دادن و عیدی گرفتن از رسوم قدیمی است. معمولاً در کتاب های تاریخی چیزهایی را نقل می کنند آداب و رسوم را نقل می کنند همان میر نوروزی بود. ما الان سندهایش را داریم که شاید این همان حاج فیروز است. حاجی فیروز هنوز هست.» در نهایت این كه نوروز جشنی است که براساس شرایط زمان و به مدد فرهنگ پویای ما باقی مانده و اگرچه تغییر کرده اما از گذشته دور تا امروز باقی مانده است

برگرفته از سایت :

  http://www.tebyan.net/Social/SevenContinents/TouringIran/Folklore/2006/3/18/16607.html

 

 

 

تورهای غیر انتفاعی موسسه را با کلیک بر روی لینک زیر ببینید :

 

 تورهای ارزان قیمت

  تورهای کلاس B

 

  در گروپ تعطیلات عضو شوید     

عضویت در این گروپ برای همه آزاد میباشد

 

 

وزير فرهنگ ايتاليا بر ضرورت داشتن روابط فرهنگي با ايران تاكيد كرد

 

"فرانچسكو روتللي" وزيرفرهنگ ايتاليا درمصاحبه با روزنامه‌ژاپني ماينيچي بر ضرورت داشتن روابط فرهنگي با كشور باستاني ايران تاكيد كرد.

ماينيچي روز پنجشنبه به نقل از روتللي نوشت: هر چند ايران كشوري است كه با مشكلات مختلف روبه‌رواست اما بايد گفت كه زواياي فرهنگ و سياست بايكديگر متفاوت هستند.

روتللي افزود: ايتاليا از مساله اتمي ايران نگراني جدي دارد ، اما بهتر است كه در بخش‌هاي ديگر همكاري با اين كشور انجام گيرد كه رابطه فرهنگي مي‌تواند يكي از اين زمينه‌ها باشد.

وزير فرهنگ ايتاليا گفته است كه براي افزايش درك افراد از يكديگر، درك و شناخت فرهنگ يكديگر بسيار مهم است.

روتللي در اين مصاحبه گفته است كه ايتاليا در برنامه بازسازي آثار باستاني شهر زلزله‌زده بم شركت دارد.

 

 

 

 

تورهای غیر انتفاعی موسسه را با کلیک بر روی لینک زیر ببینید :

 

 تورهای ارزان قیمت

  تورهای کلاس B

 

  در گروپ تعطیلات عضو شوید     

عضویت در این گروپ برای همه آزاد میباشد

اعضای محترم عضو در موسسه تنها با تماس تلفنی با شماره ۰۹۱۹۲۱۲۰۵۲۴  و ایجاد هماهنگی قبلی و ارایه آی دی خود به صورت اس ام اس میتوانند در گروپ شیوار ۸۱ عضو شوید

لطفاْ جهت برخورداری مختص اعضاء  از مزایای عضویت در موسسه شیوار با ما در این زمینه همکاری نمایید تا بتوانیم خدماتی را که ویژه اعضا است را در اینجا ارایه کنیم

 

گروپ شیوار 81

  

 

شب چهار شنبه سوری همه اینها ضروری !!!!!

 

جشن چهارشنبه‌سوري روز خاصي براي آتش‌افروزي و پريدن از روي آتش است. غروب آخرين سه‌شنبة سال يا همان شبِ آخرين چهارشنبة سال موعدي است كه در آن همه براي برپايي اين جشن به تكاپو مي‌افتند.

.به نظر مي‌رسد روشن كردن آتش به آيين زرتشتي برمي‌گردد اما دكتر نيك‌نام مي‌گويد: «چهارشنبه‌سوري رسم زرتشتي‌ها نيست. اصلاً زرتشتي‌ها هفته ندارند و شنبه و چهارشنبه ندارند تا جشن چهارشنبه‌سوري در كار باشد.» آذرميدخت مزداپور نيز مي‌گويد: «ما فقط براي همراهي با دوستان و هم‌محلي‌ها از روي آتش مي‌پريم و اين روز را جشن مي‌گيريم. معمولاً اين روز مراسم اوستاخواني در خانه‌هاي زرتشتيان برقرار است و هفت نوع ميوة خشك مثل كشمش، انجير، بادام، خرما،‌توت و پسته به مهمانان مي‌دهند.»

هفت ميوة خشك زرتشتي‌ها شباهت زيادي به آجيل چهارشنبه‌سوري دارد كه خوردنش در اين شب واجب است. در بسياري از شهرها آش ترشي هم به نام اين شب با چند نوع سبزي درست مي‌شود.


چهارشنبه‌سوري هم روز پُركاري براي زنان است و هم رسم‌هايي دارد كه مختص زنان است. فال‌گوش ايستادن يكي از اين رسم‌هاست كه در آن چند زن يا دختر جوان نيت‌هايي مي‌كنند، پشت ديواري مي‌ايستند و به حرف‌هاي رهگذران گوش مي‌دهند و سپس با تفسيرِ حرف‌هايي كه مي‌شنوند پاسخ نيت خود را مي‌گيرند. رسم ديگرْ قاشق‌زني است. به اين ترتيب كه زنان و حتي پسران جوان چادري به سر مي‌كنند، روي خود را مي‌گيرند و به در خانة همسايه‌ها و دوستان مي‌روند. صاحبخانه از سر و صداي قاشق‌هايي كه به كاسه مي‌خورد، در خانه را باز مي‌كند و آجيل چهارشنبه‌سوري، شيريني، شكلات، نقل و حتي پول به كاسة آنها مي‌ريزد.

چهارشنبه‌سوري براي پسران و مردان جوان هم روز پرجنب‌وجوشي است. در روستاهاي لرستان، مردان جوان قبل از غروب اسب‌هايشان را بيرون مي‌آورند و نمايشي اجرا مي‌كنند. در شهرهاي ديگر، پسران براي ايجاد هياهو دست به ابتكارهاي عجيب و غريب مي‌زنند. در بعضي جاها كوزه‌هاي گلي را با باروت پر مي‌كنند و روي آن را مي‌كوبند تا سفت شود، بعد سپس فتيله‌اي در كوزه مي‌گذارند و با آتش زدن فتيله اين‌طور به نظر مي‌رسد كه از كوزه آتش بيرون مي‌زند. يا ممكن است موشك‌هايي از كاغذهاي براق در مدل‌هاي مختلف درست كنند و در آن باروت بريزند و روي پشت‌بام‌ها فتيله‌اش را آتش بزنند و به هوا بيندازند.

در بسياري از نقاط ايران، اعتقاد بر اين است كه بايد چهارشنبه‌سوري از خانه بيرون رفت و همراه بقية مردم جشن گرفت و شاد و سرخوش بود تا سال جديد سالي شاد و پر از موفقيت باشد.

چهارشنبه سوري در شهرهاي مختلف تهران

در تهران قديم، بوته‌هاي خشك را از بيابان‌هاي اطراف جمع مي‌كردند و با شتر به شهر مي‌آوردند و در محلات مختلف مي‌چرخاندند. پس از غروب خورشيد، بوته‌هاي خشك و اسباب و اثاثية كهنه و شكسته‌اي را كه پس از خانه‌تكاني بيرون گذاشته شده بود جمع مي‌كردند و با آنها آتشي درست مي‌كردند كه همه بايد از روي آن مي‌پريدند و مي‌خواندند: «سرخي تو از من، زردي من از تو.» فشفشه و هفت‌ترقه هم بود اما از بمب‌ها و نارنجك‌هاي دستي كه نوجوانان امروزي مي‌سازند و با انفجار آنها شيشه‌هاي ساختمان‌ها به لرزه مي‌افتد، خبري نبود.


شيراز

در شيراز به دو شب چهارشنبه‌سوري گفته مي‌شود: يكي چهارشنبه آخر ماه اسفند (چهارشنبه آخر سال)‌ و ديگري چهارشنبه آخر ماه صفر.

با توجه به ارادتي كه شيرازيان به حافظ دارند، در شب چهارشنبه سوري دور هم جمع شده و از ديوان حافظ فال مي‌گيرند.

شيرازيان چهارشنبه آخر سال را همانند ديگر شهرهاي كشور چهارشنبه سوري مي‌گويند و غروب سه شنبه مرسوم است كه هفت كپه و يا سه كپه خار تهيه مي‌كنند. آنها را آتش زده و از آتش مي‌پرند و مي‌گويند: زردي من از تو ، سرخي تو از من.

در قديم برخي از زنان و دختران شيراز به سعديه رفته و د‌ر آب حوض ماهي آب‌تني مي‌كنند و با جام دعا و چهل كليد آب به سر مي‌كنند. اين كار هم به خاطر سلامتي و هم به خاطر مهدگرمي انجام مي‌شود.

همچنين رسم است كه دختران دم بخت در اين شب براي بخت گشايي به زيارت حضرت احمد بن موسي شاه‌چراغ (ع) مي‌روند. شاه چراغ (ع) از امامزاده‌هاي واجب‌التكريم است. مردم شيراز نيز به شاه چراغ علاقه زيادي دارند و شب زيارتي شاه چراغ شب جمعه مي‌باشد.


فال گوش ايستادن در چهارشنبه سوري نيز نزد زنان شيرازي مرسوم است و زني كه بخواهد فال گوش بايستد چادر سر كرده، نيت مي‌كند و در گوشه‌اي در كوچه مي‌ايستد و بر اساس گفته عابران تفأل مي‌زند. اگر گفته را مطابق ميلش ديد، خود را به مراد رسيده مي‌داند.

رسم است كه بعضي از زنان براي برآورده شدن حاجت در زير منبر مسجد جامع شيراز حلوا درست مي‌كنند. به اين منبر، مرتضي علي مي‌گويند. از جمله مراسم ديگري كه شيرازيان دارند پخت آشي است به نام "آش ابودردا"؛ بعضي معتقدند كه وسايل اوليه اين آش بايد حتما از راه گدايي تأمين شود. اين آش را هم به خاطر درمان بيماري و هم به خاطر بخت گشايي مي‌پزند.

در شب چهارشنبه سوري در شيراز رسم است كه دختران دم بخت ابريشم هفت رنگ به كمر بسته و صبح روز چهارشنبه كودك نابالغي را وامي‌دارند كه ابريشم را باز كند به اين نيت كه گره از بختشان باز شود.

باز رسم است در شيراز دخترهاي بخت بسته به محل معروفي به نام "خانه سيد ابوتراب" كه در داخل شهر در كوچه "شيشه‌گرها" واقع شده است مي‌روند و زير درخت كهنسالي كه در آن خانه وجود دارد حلوا مي‌پزند و بين فقرا تقسيم مي‌كنند و از صاحب آن خانه يعني "سيد ابوتراب" كه گويا سيد بزرگواري بوده و ششصد سال قبل از اين مي‌زيسته و صاحب كرامت بوده حاجت مي‌خواهند.
در اين شب شيرازيان "بوخوش اسفند" را در آتش مي‌ريزند كه خانه را معطر كند. بوي "بوخوش" خاصيت گندزدايي هم دارد و از گذشته‌هاي دور مورد توجه مردم بوده است.


ازجمله خوردني‌هايي كه شب چهارشنبه سوري شيرازي‌ها ميل مي‌كنند آجيل چهارشنبه سوري است كه بدان آجيل شيرين هم مي‌گويند. اين آجيل مخلوطي است از كشمش، نخودچي، مغز بادام، مغز گردو، انجير،‌ مويز، توت خشك، كنجد بوداده، شاهدانه، تخمك يا تخمه، گندم برشته، بدنجك، قصب، خارك (نوعي خرماي خشك) و قيسي.

در شيراز به دو شب چهارشنبه سوري گفته مي‌شود يكي چهارشنبه آخر ماه اسفند (آخر سلا) و ديگري چهارشنبه آخر ماه صفر. در هر دو شب مراسمي به عمل مي‌آيد كه كاملاشبيه به هم است؛ ولي در چهارشنبه آخر سال مفصل‌تر مي‌باشد.

مردان و زنان شيراز معتقدند كه هرگاه عصر روز سه شنبه آخر سال در آب سعدي (آبي كه از قنات ‌آرامگاه سعدي يا حوض ماهي جريان دارد) شست‌وشو كنند، تا سال ديگر بيمار نمي‌شوند. از اين رو عصر سه شنبه آخر سال ازدحام غريبي در اطراف جدول مزبور ديده مي‌شود.

گيلان

در آخرين سه‌شنبه سال، در گيلان هم مانند ساير استان‌ها آيين‌هاي خاصي اجرا مي‌شود.

در شب چهارشنبه‌سوري، اسپند و كندر و گلاب و شمع حتما بايد در خانه باشد.

اسپند و كندر را دود مي‌كنند، گلاب را به صورت خود مي‌زنند و شمع را به نيت روشنايي روشن مي‌كنند..
گيلاني‌ها خاكستر آتش‌افروز شب چهارشنبه‌سوري را صبح چهارشنبه پاي درخت‌ها مي‌ريزند و معتقدند كه درخت ها بارور مي‌شوند و كساني كه قصد زيارت اماكن متبركه را دارند به نيت سفر از خانه خارج مي‌شوند.

آجيل مخصوص چهارشنبه سوري هم كه در همه جاي ايران مرسوم است، فسلفه عميقي دارد. اجزاء اين آجيل رنگارنگ و زيبا همه از دانه‌هاي خودردني و رستني‌هايي است كه بيش از هزاران سال پيش از زمين و طبيعت مي‌گيرد. در واقع مجموعه آجيل چهارشنبه سوري طبقي است آراسته از هدايا و دهش‌هاي خاك كه رابطه انسان و طبيعت را تاييد و تاكيد مي‌كند.

در بسياري از ايل‌ها و نيز در نقاط كوهستاني ايران از جمله دهكده‌هاي كوهستاني گيلان و مازندران كه به آداب و سنن ايرانيان باستان دلبستگي بيشتري دارند، در استقبال از سال نو، مراسم آتش‌افروزي را در شب چهارشنبه برگزار مي‌كنند. دور ريختن وسيله‌هاي كهنه و فرسوده زندگي در قريب باتفاق مناطق ايران معمول است. رسم كوزه شكستن يا كوزه پرت كردن به كوچه به نيت دور كردن بلا در همه ايران عموميت دارد.

در گيلان دخترانِ دم‌بخت را غروب چهارشنبه‌سوري با جارو مي‌زنند و از خانه بيرون مي‌اندازند به اين اميد كه تا سال بعد ازدواج كنند.


مازندران

رسم چهارشنبه‌سوري در مازندران با برپايي هفت بوته‌ي آتش به نشانه‌ي هفت فرشته و امشاسپند اجرا مي‌شود و مردم باور دارند كه آتش تطهيركننده است و بدي و مرگ را مي‌سوزاند.

مردم مازندران سرخي آتش را نشانه‌ي سلامت و گرمايش را زندگي بخش مي‌دانند.

مردم در هنگام پريدن از آتش با اين عبارت‌ها با آتش سخن مي‌گويند: "زردي من از تو، سرخي تو از من، سرخي آتش مال ما، زردي ما مال شما، چهارشنبه‌سوري مي‌كنيم، سينه بلوري مي‌كنيم. گل چهارشنبه سوري، درد و بلا رو ببري" سپس آش "چهل گياه" مي‌پزند كه دوا و درمان است. صداي برخورد قاشق و كاسه نيز نشان دهنده‌ي شروع مراسم قاشق‌زني است و دختر و پسر با پوشيدن چارقد و چادر در كوچه‌ها قاشق‌زني مي‌كنند و مي‌گويند: "اي اهل محل، اهل در اين منزل شگون امشب است، هديه بريزيد داخل پيمانه و كاسه".

وي ادامه داد: در هنگام غروب دختران دم بخت به كوچه‌ها مي‌روند و در پشت پنجره يا دكه‌ي كسب فال گوش مي‌ايستند تا ببينند پدري با دخترش چه مي‌گويد، آن سخن را به فال خوب يا بد ازدواج خود تعبير مي‌كنند.

استان مرکزي


يكي از آيين‌هاي ايراني كه ساليان بسيار طولاني در قلمرو فرهنگي ايران برگزار شده است، آيين چهارشنبه‌سوري است؛ به عبارت ديگر گستره برگزاري جشن چهارشنبه‌سوري، حوزه حضور فرهنگ ايراني را نشان مي‌دهد.

در بسياري از روستاهاي استان مركزي رسم بر اين است كه جواناني كه نامزد دارند از روي بام خانه دختر، شال خود را پايين مي‌اندازند و دختران در گوشه شال، شيريني و تخمه مي‌پيچند. اين رسم را شال‌اندازي مي‌گويند. از ديگر رسم‌هاي چهارشنبه سوري، مراسم قاشق زدن است كه مردم و بعضا كودكان كاسه و قاشق را به هم كوبيده و در پشت در نهان مي‌شوند و صاحبخانه نيز تخم‌مرغ يا تنقلاتي داخل كاسه مي‌گذارد.

آشتيان

در آشتيان از توابع استان مركزي، مرسوم است كه كوزه‌اي خالي را از بالاي بام در شب چهارشنبه سوري به پايين مي‌اندازند. اهالي اين كار را به اين نيت انجام مي‌دهند كه قضا و بلاي خانه و اهل آن با شكستن كوزه از خانه بيرون برود.
از ديگر رسم‌هايي كه در شب چهارشنبه سوري در آشتيان مرسوم است، رسم قاشق زني است كه در اين رسم عمدتا دختران، چادري به سر كرده و بر در خانه اهالي محل رفته و با قاشق به كاسه مي‌كوبند. صاحب خانه كه مقصود آنان را خوب مي‌داند، به آنها آجيل و شيريني‌ مي‌دهد.
فالگوش ايستادن به وسيله دختران دم بخت نيز در غروب چهارشنبه سوري بين اهالي آشتيان مرسوم است.

آذربايجان

خريد چهارشنبه آخر سال ازجمله سنت‌هاي قديمي مردم تبريز در اين روز محسوب مي‌شود.
كودكان نيز چهارشنبه سوري را به خاطر ترقه‌ها، آتش ‌افروختن‌ها و خريدهايش دوست دارند. چرا كه بخشي از خريد سنتي اين روز مخصوص كودكان مي‌باشد و مردم براي بچه‌هاي خود اسباب‌بازي مي‌خرند. پسربچه‌ها به خريد (ماشون) ماشين اسباب‌بازي و تفنگ علاقه زيادي نشان مي‌دهند و اكثر دختر بچه‌ها اسباب بازي چهارشنبه آخر سال را "قولچاخ" يعني عروسك مي‌خرند.
خانم‌هاي خانه‌دار هم به خريد "آينا" و "دراخ" (يعني آيينه و شانه) و همچنين "سوپورگه" (يعني جارو) مي‌پردازند و مي‌خواهند سال جديد را با آيينه و جارو و شانه جديد آغاز كنند.


خريد آجيل چهارشنبه سوري از ديگر بخش‌هاي خريد سنتي اين روز در تبريز مي‌باشد. شهر تبريز كه به خاطر آجيل‌هاي متنوع و مرغوبش شهره است، براي اين روز سنتي نيز آجيل مخصوص را دارد.
«شال ساللاماق» يا «باجالئق» از جمله سنت‌هاي قديمي آذربايجاني‌ها در چهارشنبه‌ي آخر سال محسوب مي‌شود. برخي از جوانان و نوجوانان آذربايجاني با برداشتن شال يا توبره‌اي در چهارشنبه سوري خود را براي اجراي اين رسم قديمي آماده مي‌كنند و اغلب با تاريكي هوا به خانه‌ي دوست و آشنا و فاميل و حتي ديگران مي‌روند و شال خود را آويزان مي‌كنند؛ به طوريكه ديده نشوند.
در گذشته اكثر خانه‌ها در سقف دريچه‌اي براي تهويه داشتند و معمولا شال از آن قسمت آويزان مي‌شد؛ تا صاحبخانه هديه‌اي را در آن بپيچد. اما امروزه اين رسم حالتي ديگر يافته است. براي مثال در را مي‌كوبند و وقتي صاحبخانه در را باز كرد بدون ديده شدن بخشي از شال را به داخل خانه در حاليكه‌ي گوشه‌ي شال را در دست دارند، در را به روي صاحب‌خانه مي‌بندند و بعد از گرفتن هديه شال را برداشته فرار مي‌كنند.

هديه‌ گذاشته شده در داخل شال مي‌تواند چيزهاي مختلفي باشد كه از آن جمله مي‌توان به انواع شيريني و آجيل چهارشنبه سوري و ميوه و ... اشاره كرد.
در شب چهارشنبه گروهي از جوانان در كوچه‌ها يا پشت‌بام منازل خود مخصوصا در روستاها اقدام به افروختن آتش مي‌كنند و سپس از روي آن پريده و مي‌گويند
"اتيل باتيل چارشنبه
بختيم آچيل چارشنبه

باش آغديم ديش آغديم
بوردا قالسين"

در همين شب گروهي از دختران دم بخت و آرزومند از روزنه بام‌ها يا كنار پنجره‌ها به فال گوش ايستاده و بعضي نيز بر سر چهار راه ها مي‌ايستند تا به صحبت‌هاي عابرين گوش داده و نيت و حاجت خود را با توجه به گفته‌هاي آن‌ها تفسير و تعبير نمايند.
صبح روز چهارشنبه دم دماي طلوع آفتاب مردم شهرها و روستاها از بزرگ گرفته تا افراد كوچك، دسته دسته بر سر انهار و چشمه‌سازها رفته و ضمن شادي و تركاندن ترقه سه يا هفت بار از روي آب مي‌پرند و براي خود در سال جديد آرزوي سلامتي مي‌كنند.
وي ادامه داد: گروهي نيز با اعتقاد بر اين كه آب‌ها هنگام تحويل سال از نو متولد مي‌شوند، كوزه‌هاي كهنه خود را شكسته و كوزه‌هاي تازه را با آب پر مي‌كنند تا بعدا در سال جديد به كنج اتاق‌ها بپاشند يا در مشك بريزند يا چايي دم كنند و به اين ترتيب ضمن دور كردن قضا و قدر الهي براي آنها در سال جديد مايه بركت باشد.

 

 

 

تورهای غیر انتفاعی موسسه را با کلیک بر روی لینک زیر ببینید :

 

 تورهای ارزان قیمت

  تورهای کلاس B

 

  در گروپ تعطیلات عضو شوید     

عضویت در این گروپ برای همه آزاد میباشد

اعضای محترم عضو در موسسه تنها با تماس تلفنی با شماره ۰۹۱۹۲۱۲۰۵۲۴  و ایجاد هماهنگی قبلی و ارایه آی دی خود به صورت اس ام اس میتوانند در گروپ شیوار ۸۱ عضو شوید

لطفاْ جهت برخورداری مختص اعضاء  از مزایای عضویت در موسسه شیوار با ما در این زمینه همکاری نمایید تا بتوانیم خدماتی را که ویژه اعضا است را در اینجا ارایه کنیم

 

گروپ شیوار 81

 

 

لیست جامع موزه های ایران ( قسمت اول )

 

  توضيحات باستان شناسي موزه باستان شناسي بيرجند بيرجند -۵۱


  توضيحات هنرهاي تجسمي موزه ملك آباد مشهد -۵۲


  توضيحات مردم شناسي گنجينه زابل زابل -۵۳


  توضيحات تاريخ طبيعي بيرجند تهران -۵۴


  توضيحات باستان شناسي موزه شوش شوش -۵۵


  توضيحات باستان شناسي گنجينه آبادان آبادان -۵۶


  توضيحات تاريخ طبيعي گنجينه هفت تپه اهواز -۵۷


  توضيحات ساير موزه نظامي عفيف آباد شيراز -۵۸


  توضيحات هنرهاي تجسمي موزه عبرت شيراز -۵۹


  توضيحات تاريخ طبيعي موزه ميراث فرهنگي بوشهر -۶۰


  توضيحات ساير گنجينه رئيسعلي دلواري بوشهر -۶۱

  توضيحات باستان شناسي تكيه معاون الملك كرمانشاه -۶۲

  توضيحات تاريخ طبيعي گنجينه تاريخ طبيعي ايلام -۶۳

  توضيحات مردم شناسي مردم شناسي و باستانشناسي كندلوس نوشهر -۶۴

  توضيحات باستان شناسي گنجينه حمام چهار فصل اراك -۶۵


  توضيحات تاريخ طبيعي موزه طبيعي خشكه داران تنكابن -۶۶


  توضيحات باستان شناسي گنجينه بابل بابل -۶۷


  توضيحات مردم شناسي مردم شناسي بيرجند -۶۸


  توضيحات باستان شناسي گنجينه مشكين شهر مشگين شهر -۶۹


  توضيحات مردم شناسي گنجينه مشروطه تبريز -۷۰


  توضيحات هنرهاي تجسمي گنجينه مراغه تبريز -۷۱

  توضيحات هنرهاي معاصر گنجينه استاد شهريار تبريز -۷۲

  توضيحات تاريخ طبيعي گنجينه تاريخ طبيعي تبريز -۷۳

  توضيحات باستان شناسي گنجينه باستان شناسي دانشكده ادبيات تبريز -۷۴

  توضيحات ساير گنجينه اهر اهر -۷۵

  توضيحات باستان شناسي موزه تبريز تبريز -۷۶

  توضيحات هنرهاي تجسمي كاخ گنجينه باغچه جوق ماكو -۷۷

  توضيحات تاريخ طبيعي گنجينه تاريخ طبيعي اروميه -۷۸

  توضيحات مردم شناسي گنجينه خوي خوي -۷۹

  توضيحات مردم شناسي گنجينه مياندو آب مياندوآب -۸۰

  توضيحات تاريخ طبيعي موزه رشت رشت -۸۱

  توضيحات هنرهاي تزييني تماشاگه زمان تهران -۸۲

  توضيحات باستان شناسي گنجينه خلخال خلخال -۸۳

  توضيحات ساير موزه اروميه اروميه -۸۴

موزه تاريخ طبيعي اردبيل توضيحات تاريخ طبيعي موزه تاريخ طبيعي اردبيل اردبيل -۸۵

  توضيحات هنرهاي تزييني گنجينه هنرهاي تزئيني اصفهان -۸۶

  توضيحات مردم شناسي گنجينه ملي كاشان -۸۷

  توضيحات هنرهاي تجسمي گنجينه ارامنه اصفهان -۸۸

  توضيحات باستان شناسي گنجينه چهلستون اصفهان -۸۹

  توضيحات تاريخ طبيعي گنجينه تاريخ طبيعي اصفهان -۹۰

  توضيحات باستان شناسي عمارت كلاه فرنگي قزوين -۹۱

  توضيحات ساير موزه آستانه مقدسه قم -۹۲

  توضيحات مردم شناسي گنجينه رختشويخانه زنجان -۹۳

  توضيحات مردم شناسي گنجينه حمام حضرتي سمنان -۹۴

  توضيحات مردم شناسي گنجينه شاهرود شاهرود -۹۵

  توضيحات ساير موزه و آرامگاه نادر مشهد -۹۶

  توضيحات هنرهاي تجسمي موزه مركزي آستان قدس رضوي مشهد -۹۷

  توضيحات هنرهاي تجسمي گنجينه چيني خانه اردبيل -۹۸


برگرفته از سایت بهترین و خاطره انگیز ترین سفر به ایران

 

 

 

 

تورهای غیر انتفاعی موسسه را با کلیک بر روی لینک زیر ببینید :

 

 تورهای ارزان قیمت

  تورهای کلاس B

 

  در گروپ تعطیلات عضو شوید     

عضویت در این گروپ برای همه آزاد میباشد

اعضای محترم عضو در موسسه تنها با تماس تلفنی با شماره ۰۹۱۹۲۱۲۰۵۲۴  و ایجاد هماهنگی قبلی و ارایه آی دی خود به صورت اس ام اس میتوانند در گروپ شیوار ۸۱ عضو شوید

لطفاْ جهت برخورداری مختص اعضاء  از مزایای عضویت در موسسه شیوار با ما در این زمینه همکاری نمایید تا بتوانیم خدماتی را که ویژه اعضا است را در اینجا ارایه کنیم

 

گروپ شیوار 81

 

 

 

لیست جامع موزه های ایران ( قسمت دوم )

 


هفت چنار توضيحات تاريخ طبيعي هفت چنار تهران - ۱ 

كتابخانه وموزه ملي ملك توضيحات ساير كتابخانه وموزه ملي ملك تهران

موزه ايران باستان توضيحات باستان شناسي موزه ايران باستان تهران

موزه ابيض توضيحات مردم شناسي موزه ابيض تهران

خط وكتابت ميرعماد توضيحات ساير خط وكتابت ميرعماد تهران

موزه ملي ايران توضيحات باستان شناسي موزه ملي ايران تهران


موزه فرش ايران توضيحات هنرهاي تجسمي موزه فرش ايران تهران


كانون هنر توضيحات هنرهاي تزييني كانون هنر كيش


تماشاگه راز خزر توضيحات تاريخ طبيعي تماشاگه راز خزر رامسر


موزه پارس توضيحات ساير موزه پارس شيراز -۱۰


  توضيحات هنرهاي تجسمي موزه رضا عباسي تهران -۱۱


  توضيحات ساير موزه سكه تهران -۱۲


  توضيحات هنرهاي تزييني موزه جواهرات ملي تهران -۱۳


  توضيحات ساير تماشاگه پول تهران -۱۴


  توضيحات تاريخ طبيعي تاريخ طبيعي سعدآباد تهران -۱۵



  توضيحات ساير موزه(كاخ سفيد)ملت تهران -۱۶

  توضيحات هنرهاي تزييني خزانه جواهرات ملي تهران -۱۷

  توضيحات تاريخ طبيعي موزه تاريخ طبيعي تهران -۱۸

  توضيحات ساير موزه سبز تهران -۱۹

  توضيحات هنرهاي تجسمي موزه هنرهاي زيبا تهران -۲۰

  توضيحات هنرهاي تجسمي هنرهاي تزئيني تهران -۲۱

  توضيحات هنرهاي تجسمي موزه هنرهاي اصيل ايراني تهران -۲۲

  توضيحات مردم شناسي پژوهشي مردم شناسي تهران -۲۳

  توضيحات ساير موزه حيات وحش تهران -۲۴

  توضيحات هنرهاي معاصر موزه هنرهاي معاصر تهران -۲۵

  توضيحات مردم شناسي موزه صنعتي تهران -۲۶

  توضيحات ساير موزه (كاخ مادر)رجعت و عبرت تهران -۲۷

  توضيحات مردم شناسي موزه سيزده آبان تهران -۲۸

  توضيحات ساير موزه سنندج سنندج -۲۹

موزه جديد گرگان توضيحات باستان شناسي موزه جديد گرگان گرگان -۳۰

  توضيحات تاريخ طبيعي موزه حمام قديمي قريشي كرمان -۳۱

  توضيحات ساير موزه ارگ بم بم -۳۲

  توضيحات تاريخ طبيعي موزه آستانه شاه نعمت الله كرمان -۳۳

  توضيحات ساير موزه ضرابخانه كرمان -۳۴

  توضيحات ساير دفاع مقدس كرمان -۳۵

  توضيحات تاريخ طبيعي بوستان شهدا كرمان -۳۶

  توضيحات هنرهاي معاصر موزه باغ تاريخي ماهان كرمان -۳۷

  توضيحات ساير موزه ونمايشگاه راور كرمان -۳۸

  توضيحات ساير ورودي موزه كرمان -۳۹

  توضيحات ساير گنجينه زاهدان زاهدان -۴۰

  توضيحات هنرهاي معاصر موزه گنجينه قران مشهد -۴۱

  توضيحات مردم شناسي گنجينه بيرجند بيرجند -۴۲

  توضيحات مردم شناسي گنجينه تاريخ مشهد مشهد -۴۳

  توضيحات هنرهاي تجسمي گنجينه تمبر مشهد -۴۴

  توضيحات مردم شناسي گنجينه توس مشهد -۴۵

  توضيحات ساير گنجينه شهداي كاشمر كاشمر -۴۶

  توضيحات مردم شناسي گنجينه قوچان قوچان -۴۷

  توضيحات هنرهاي تجسمي گنجينه گناباد گناباد -۴۸

  توضيحات باستان شناسي گنجينه نيشابور نيشابور -۴۹

  توضيحات هنرهاي تجسمي گنجينه هداياي رهبري مشهد -۵۰

 
 
 
 
 

 

 

تورهای غیر انتفاعی موسسه را با کلیک بر روی لینک زیر ببینید :

 

 تورهای ارزان قیمت

  تورهای کلاس B

 

  در گروپ تعطیلات عضو شوید     

عضویت در این گروپ برای همه آزاد میباشد

اعضای محترم عضو در موسسه تنها با تماس تلفنی با شماره ۰۹۱۹۲۱۲۰۵۲۴  و ایجاد هماهنگی قبلی و ارایه آی دی خود به صورت اس ام اس میتوانند در گروپ شیوار ۸۱ عضو شوید

لطفاْ جهت برخورداری مختص اعضاء  از مزایای عضویت در موسسه شیوار با ما در این زمینه همکاری نمایید تا بتوانیم خدماتی را که ویژه اعضا است را در اینجا ارایه کنیم

 

گروپ شیوار 81