تبليغاتX
جاذبه های گردشگری

جاذبه های گردشگری

وبلاگ پشتیبانی مقالات و متنهای وبلاگ اصلی موسسه گردشگری شیوار کوهستان

 

دخمه فخریگاه :

در نزدیكی مهاباد دخمه ای از زمان مادها وجود دارد كه این دخمه دارای دو طبقه است و شامل چهار ستون سنگی و چند قبر می باشد و از نظر حجاری و ستون بندی در رده مقابر مهم دوره ماد است كه یكی از مشخصات مهم و حتمی این مقابر ساختار آنها بر صخره ها و نمای ظاهرشان كه روبه جنوب است ، می باشد ، « دیاكونوف » باستان شناس معروف در مورد این دخمه قدیمی چنین می گوید :

« شمالی ترین مقبره مادی فخریك ( Faxyik ) در مانای باستانی و نزدیك مهاباد است كه جلو خان ندارد و سقف ساده سنگی آن را چند ستون نگاه می دارد و ظاهراً محلی برای گذاشتن جنازه ها بوده است » . تعیین تاریخ این مقبره دشوار است . ولی تشریفات تدفین در آن با مراسمی كه پیشتر در ناحیه اطراف دریاچه ارومیه متداول بوده تفاوت دارد و در نتیجه نمی توان تاریخی قدیمی تر از قرن هفتم برای آن قائل شد .

image008.jpg

image010.jpg

تصاویری از دخمه فخریگاه

پل ممیند :

یكی از بناهای زیبای منطقه جنوب دریاچه ارومیه ساختمان پلی تاریخی است كه بر روی رودخانه گادر ( Gadar ) بسته شده است و راه ارتباطی مهاباد ـ ارومیه را در گذشته هموار كرده است . این پل كه شاهراه ارتباطی خوبی بین دو شهر ذكر شده ، بوده است و عبور و مرور از روی آن انجام می گرفت در نزدیكی روستای ممیند و در دامنه كوهی به همین نام با دید منظوری بسیار زیبا قرار گرفته است . این پل دارای سردهانه قوسی شكل است و یادآور پل های دوره ساسانی است ، پی اصلی آن از سنگ های گرانیتی محل تشكیل یافته و بقیه بدنه تا قسمت فوقانی آن از آجر چهارگوش اواخر دوره قاجار می باشد . فرم تشكیل و معماری ارزنده آن خاطراتی از حوادث سالهای قبل از جنگ جهانی اول را تداعی می كند . كف بخش فوقانی آن یعنی نقاطی كه تردد از روی آن انجام می گرفت به وسیله سنگ ماسه های درشت رودخانه سفت و سخت بهم چسبیده است و در اثر زمان و تردد انواع وسایل قدیم و جدید استواری و تحكم آن افزون شده است . طول پل كلاً 25 متر و عرض آن 8 متر است ، این پل به نامهای دیگری همچو پل « برده زرد » و « بهراملو » نیز خوانده می شودتاریخ ساخت دقیق آن مشخص نیست اما طبق روایات افراد محلی گویا زیر بنای آن در دوره قاجار ریخته شده و در دوره پهلوی اول بازسازی گردیده است ، اما آنچه مسلم است اینكه نوع آجرهای موجود و معماری سنتی و مصالح بكار رفته در آن نمایانگر نوع ساختمانهای مشابه در دوره قاجاربه است .

image012.jpg

نمای زیبای  پل ممیند در منطقه جنوب دریاچه ارومیه

 

شهر باستانی اندركش ( اندرقاش ) :

این شهر تاریخی حوالی دهكده ای به همین نام در 10 كیلومتری بخش حومه شهرستان مهاباد و یك كیلومتری راه آسفالته مهاباد ـ ارومیه واقع شده است . بطلمیوس از این شهر تاریخی كه متعلق به دوره مادها است ذكری به میان آورده و آن را « داروشاه » نامیده است . « راولینسون » نویسنده انگلیسی ان را « داریاسی » می نامد و در حال حاضر « دریاس » نام دهكده كوچكی است كه در 11 كیلومتری شمال مهاباد قرار دارد . در نزدیكی ویرانه های اندركش دخمه ای به نام « راكا » است كه از لحاظ سبك و شیوه حجاری شبیه دخمه های هخامنشی در تخت جمشید و نقش رستم فارس است .

در این شهرستان علاوه بر موارد فوق تپه‌های تاریخی ذیل نیز قابل اشاره می‌باشد.

تپه كلكا تپه، تپه سه گردان، تپه گرد قیچی‌آباد، تپه محمودیان، تپه كانی سیب، طاووس تپه، تپه گردلاس، تپه كیك آباد، تپه دارتوان تكانوجه، تپه دریاس، تپه پشت تب‌باغ شایكان، شهرویران خرابه‌های قدیمی، تپه كهنه شیرویران، تپه گردشوان، تپه ایل تیمور، تپه قلعه جوقه، تپه قلاتگاه قمطره، تپه قوپ باباعلی، قبرستان قاضی‌آباد، تپه قلی‌آباد، كهریزه شیخان، تپه میرده، تپه اتمیش، تپه كوچك اتمیش، تپه بازار، تپه كهنه ختایی، تپه حاجی خوش، قز قلعه، تپه قره داغ، قلای لاچین، تپه باكردی، تپه گردگرده، تپه سلم، تپه باگردان، تپه سیاقول، تپه غوث‌آباد، تپه آزاد، تپه برایمه، تپه برده سپیان اوزون دره، تپه قزلجه، تپه چوملان، تپه سلامت، تپه آغاسور، تپه قویطل، تپه میرگرد، تپه ماسوه، تپه گابارله، تپه زنگی‌آباد، تپه قره‌بلاغ، تپه جزیره، تپه آش‌كهن، تپه گؤیجه دره، تپه حاجی مامیان، تپه قلات ماران، تپه‌های سلطان سعد و قاص، تپه كپه كند، تپه آمد، تپه نیك‌آوا، تپه آفاق، تپه میرمه، تپه جانداران، تپه گاگش علیا، تپه شكربیك، تپه گاگش سفلی، تپه گلیجه، تپه گرده خولینه، تپه قزل قوپی، تپه گردگولان، تپه كوسه كهریز، تپه سبك، تپه باب حیدر، تپه بیرتندور، تپه برده روخاو، تپه دریژه گروله، تپه دهلیز، تپه قبران، تپه وهش، تپه گرده بیان، تپه قواقلعه، تپه تنگ باكه، تپه گرده رش، تپه همه بازارا، تپه لق لقایسی،               تپه عبدالله آباد، تپه‌های خاتون باغ، تپه گرگ آوا، تپه گردعلی، تپه ترشكان، تپه سنجاق، تپه قولقلاق، تپه شیلان‌آباد، تپه گل تپه، زمینهای قوزولی سفلی، تپه و قبرستان چهاردیوار

image014.jpg

نمای مسجد روستای خانقاه

غار راكاد :

با استناد به تحقیقات و كاوشهای باستان شناسی ، دخمه ای در 18 كیلومتری مهاباد در دهكده اندر قاش وجود دارد كه به لحاظ سبك و شیوه حجاری ، شبیه دخمه های هخامنشی در تخت جمشید و نقش رستم است . این دخمه غارگونه را اهالی محل به نام «راكاد» می‌شناسند.

دیگر آثار تاریخی به شرح زیر است :

لوح تورگن ، قلعه آلی گار ، قلعه قلات گاه ، قلعه ایل تیمور ، قلعه اوزون دره ، تكیه شیخ بابار ، خانقاه عباس آباد ( قاجار ) پل سلطان ، دژ قلات شاه ، اشكوتان ، شهر زور ، قلعه حمارم بیگ ، سنگ قبر بیرم و ... .

image016.jpg

نمای تپه كنته مهاباد

 

سنگ نبشته برده روخاو :

در فاصله 35 كیلومتری شهر مهاباد و در غرب روستای تالاو و جنوب شرق روستای دلیكداش و دقیقاً در جنوب قریه شیرین آوه در كنار كانال آبیاری دشت حاجی حسن مجموعه سنگ هایی دیده می شود كه اصطلاحاً به زبان كردی « برده روخاو » نامگذاری شده است و آن متشكل از سنگهایی است كه در اثر حادثه ای ( احتمالاً زلزله ) فروپاشی نموده و به حالت فعلی در آمده اند و به همین جهت به برده روخا و یا سنگ های ریخته شده شهرت یافته است . كلمه دلیكداش تركی هم به همین مناسبت بر روستای فوق اطلاق گردیده است . آب فراوان در این منطقه می توانست منبع حیاتی خوبی را در گذشته جهت شكوفایی تمدن های پیشرفته بوجود آورده باشد . مجموعه برده روخاو در میان خود یك سنگ بسیار بزرگ را جای داده كه بر قسمت صاف شمالی آن كتیبه ای با ابعاد 30 * 50 سانتی متر و به عمق 3 سانتیمتر كنده شده و خطوطی بر آن منقوش است این كتیبه تقریباً در 45 درجه و 52 دقیقه شرقی از نصف النهار گرینویچ و 36 درجه و 57 دقیقه عرض شمالی قرار دارد. خطوط حك شده بر سنگ زیاد خوانا نیست . اما این خطوط تقریباً به خطوط آرامی ( متن آویستایی ) اندك شباهتی دارد ، یكی دو كلمه هم با خطوط كوفی مشابهت دارد ، اما در مورد هیچ كدام نمی توان اظهار نظر قطعی نمود . ولی به نظر می رسد اگر از خطوط كشف رمز گردد ، احتمالاً متعلق به دوره ساسانی و خطی مشابهت با كتابت آویستایی می باشد . چرا كه در دوران حكومت ساسانیان این منطقه از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است و مخصوصاً در اواخر این حكومت ، منطقه دستخوش مبارزات میان رومیان هراكلیوسی و ایرانیان كسرایی بوده است . می توان اظهار نظر نمود كه این كتیبه نیز كه بیشتر از چند خط نیست یادگار دوران ساسانی  باشد . مزید بر این علل شیوه سنگ تراشی در كتیبه مذكور با شیوه سنگتراشی دوره ساسانی در نقش رستم و طاق بستان تقریباً  یكسانی دارد .

خره هنجیران :

این سنگ نوشته در 28 كیلومتری جنوب شهر مهاباد در كناره چپ جاده مهاباد ـ سردشت و تقریباً در ارتفاع 1330 متری از سطح دریا قرار گرفته است واژه كردی خره به معنی « دره كوچك » و هنجیر همان « انجیر » است كه نشان می دهد در گذشته درختان انجیری در أین منطقه وجود داشته است و به مرور به علت كثرت دامداری منطقه و وجود احشام فراوان به تدریج درختان مذكور از بین رفته است . در بین مجموعه سنگ های خره هنجیران كه از بقایای دوران سوم زمین شناسی است ، بزرگترین سنگ كه حكاكی در آن صورت گرفته در قلب أین مجموعه قرار گرفته و سنگ های دیگر در قسمت فوقانی آن قرار دارند . یكی دیگر از سنگ ها در فاصله 50 متری سنگ بزرگ در قسمت شرقی قرار دارد . حكاكی موجود در سنگ بزرگ نشان می دهد كه مربوط به هزاره سوم قبل از میلاد است یعنی قدمتی حدود 4000 ( چهارهزارسال ) دارد و دلیل آن هم یكی دو مورد از حكاكی ها نشان دهنده شخصی سوار بر حیوانی است كه قاعدتاً باید اسب باشد و چون هنر اسب سواری ویژه ایرانیان یا آریایی های مهاجر است كه به دیگر اقوام سرایت نموده است تاریخ قید شده راتایید می‌كند .شواهد دیگری حاكیست كه سنگ ها در دورانی حكاكی شده اند كه انسانها بر فراز كوهها و ارتفاعات در میان جنگلهای نیمه انبوه زندگی می كرده اند كه هنوز آب دره ها فروكش نكرده و دشت ها بصورت فعلی در بسیاری از مناطق یا حداقل در این منطقه پدیدار نشده اند كه اصطلاحاً این دوره را « دوره غارنشینی و جمع آوری غذا » می نامند

 

مقبره شمس برهان :

رقد شمس برهان در روستای خانقاه و در منطقه سردسیر قرار دارد كه اصولاً نواحی كردستان به لحاظ كوههای مرتفع دارای آب و هوایی معتدل در تابستان و بسیار سرد در زمستان است . این مرقد در 35 كیلومتری جاده مهاباد به بوكان در سمت راست جاده مذكور در یك راه فرعی بطول تقریبی 7 كیلومتر قرار دارد . بنا به اظهار روحانی روستا كه متولی مرقد و نوه شمس برهان است و نیز شیوه های معمول در صفه سازی و ساختمان سازی و بكارگیری تزئینات دو طرف ایوان قدمت بنا بیشتر از 100 سال به نظر می رسد ، ولی تعیین قدمت و تاریخچه دقیق آن در اثر مطالعات بیشتر ، میسر می باشد . ساختمان بنا بصورت چهارگوش بوده و مصالح بكار رفته در آن عبارتند از سنگ های آهكی تراشیده شده و تیرهای قطور چوبی كه دارای سقفی مسطح است . تهویه درونی و نور داخل مقبره بواسطه پنجره هایی كه در شمال و جنوب آن تعبیه شده انجام می‌پذیرد ، لبه بام از چهارضلع با چوب بصورت كنسول ساخته شده و در داخل ایوان دو طاقچه بصورت گچبری مشاهده می شود ، جبهه درونی با اندود گچ ساده و جبهه خارجی بوسیله سنگهای تراشدار تزئین داده شده است . این مكان مذهبی محل اجتماع مریدان و سالكان طریقت نقش بندی است .

image006.jpg

نمای بیرونی مقبرة شمس برهان

image008.jpg

نمای بیرونی مقبرة شمس برهان

مقبره بداق سلطان :

مقبره بداق سلطان در جنوب غربی شهر مهاباد و داخل قبرستان عمومی شهر قرار گرفته است ، چون شهر مهاباد كلاً درمیان دره ای كه رشته كوههایی آن را احاطه كرده و رودخانه ای بنام رودخانه مهاباد كه از وسط شهر می گذرد قرار گرفته است ، لذا قبرستان مذكور كه آرامگاه بداق سلطان نیز در داخل آن قرار دارد در محلی مرتفع تر از شهر قرار گرفته است ، گویا در زمان خودش اینمحدوده بصورت خاص به قبور بزرگان اختصاص داشته و وجود چند سنگ قبر این نظریه را تایید می نماید . مقبره بداق سلطان در میان قبور اهالی شهر محصور گردیده و دارای گنبد ساده و كم حجمی می باشد كه آنرا از سایر قبرها متمایز می نماید . این مقبره متعلق به یكی از سرداران شاه عباس صفوی می باشد كه در مدت حكومت خود مهاباد ( ساوجبلاغ ) را به عنوان مقر حكمرانی خود انتخاب كرده و در عمران و آبادانی این منطقه كوشش بسیار نموده است كه از جمله كارهای او بستن سه بند بر روی رودخانه ساوجبلاغ و قنات داخل شهر و احداث كاروانسرا و حمام و مهم تر از همه ساختمان مسجد جامع مهاباد كه بنام مسجد سور ( سرخ ) معروف است . می باشد كه متاسفانه غیر از مسجد جامع ( سرخ ) بقیه آثار از بین رفته اند . مقبره بداق سلطان كه بنایی ساده و كوچك می باشد و بصورت منفرد داخل قبرستان عمومی شهر قرار گرفته دارای پلانی مستطیل با تورفتگی و بیرون آمدگی‌هایی می باشد و متشكل از دو بخش یكی ورودی و دیگری اطاق اصلی مقبره     می باشد كه بر روی هر كدام از این دو قسمت گنبدی ساده احداث نموده اند . ساختمان مقبره كه بر روی صفحه سنگی قرار گرفته فاقد  پی بندی اساسی و تماماً از آجر ساخته شده و بیشتر قسمتهای آن به علت گذشت زمان و عدم مراجعت كافی ریزش نموده كه تعمیراتی هم در آن بصورت موضعی به عمل آمده است . این بنا اخیراً به همت میراث فرهنگی استان تعمیر و بازسازی شده است كه بازدید از آن را خالی از لطف نمی كند .

image010.jpg

نمای بیرونی مقبرة بداق سلطان

مسجد جامع مهاباد : زیباترین و جالبترین اثر تاریخی بجای مانده از دوران صفوی در منطقه غرب و شمال غرب ایران مسجد جامع مهاباد یا مدرسه شاه سلیمان می‌باشد كه اكنون در قلب شهر قرار گرفته است و خطبه های نماز جمعه شهر در آن برگزار می شود ، این مسجد كه اساساً به عنوان مكان تعلیم علوم دینی آن زمان در   شهر مهاباد كه قدیمی ترین و متمركزترین شهر منطقه بوده بوجود آمده است در زمان شاه سلیمان صفوی و فرمانروایی تنها سلطان و حكمران نیكوكار منطقه كردستان یعنی بداق سلطان ساخته شده است .   ( بداق سلطان از نوادگان صارم بیگ و فرزند شیرخان می باشد ) كه زمان ساخت این مسجد زیبا به سال 1809 هجری قمری بر می گردد كه مساحت كلی این مسجد با حجره های رو به حیاط و یك سردر ورودی و یك حوضخانه در ضلع جنوبی 1259 متر مربع است . شبستان زیبای آن كه مقدمه ای بر شبستان مسجد وكیل شیراز است دارای ده ستون سنگی نخودی رنگ استكه ارتفاع هر یك از آنها 60/2 سانتی متر است و بصورت یك پارچه و دو پارچه قرار دارد و سقف سرستونها مربع و طول هر ضلع هفتاد سانتی متر است و غیر از پایه های مسجد و این ستونها و كف حجره های بیرونی كه از نوع سنگهای ذكر شده ( نخودی رنگ ) پی ریزی شده اند و بقیه بنا كلاً از آجر قرمز چهارگوش و ملات و گچ وش و غیره است .پشت بام اصلی مسجد را هیجده گنبد آجری نیم كره ای پوشانده كه سابقاً با ناودان های سنگی آبریز آن میسر شده بود . محراب آن در بخش شمالی قرار دارد و طبقه دوم آن كه بخشی جزئی را شامل می شود ویژه نماز گزاران زن است كه با بخش اصلی تفاوت كلی دارد . صحن حیاط مشتمل بر حجره های متعدد است كه قرینه ورودی آن را حوضخانه ای زیبا تشكیل می داد ، اما متاسفانه بر اثر سهل انگاری گنبد و طاق این حوضخانه به كلی از بین رفته بود كه در چند سال اخیر مجدداً به همان فرم و شكل اولیه بازسازی شده است .

image002.jpg

نمای داخلی مسجد جامع مهاباد

image004.jpg

نمای داخلی حیاط و یك حوضخانه  مسجد جامع مهاباد

حمام میرزا رسول :

حمام میرزا رسول در مركز شهر مهاباد واقع شده است و محل قرار گیری آن یكی از پر ترددترین سایتهای شهری می باشد . این بنا دقیقاً در ضلع شرقی خیابان سید نظام و در كنار یكی از گذرهای قدیمی بازار قرار گرفته است . تاریخ ساخت این بنای قدیمی بصورت دقیق مشخص نیست ولی با توجه به فرم معماری بنا و احتمال همدوره بودن آن با مسجد جامع شهر احتمالاً قدمت آن به دوره صفویه می رسد . ورودی اصلی حمام از سمت خیابان سید نظام می باشد . پس از طی كردن پله های ورودی به سمت پایین و رسیدن به یك فضای مكث ، از یك گوشه وارد فضای سربینه می شویم . نكته جالب توجه در پلان این بنا رعایت سلسله مراتب در ارتباط با فضاهای داخلی است ، چرا كه از یك گوشه كه وارد فضای سربینه می شویم ، از گوشه مقابل وارد یك فضای مكث شده و  پس از طی كردن یك دالان به فضای گرمخانه می رسیم ، دو فضای گرمخانه و سربینه دارای پلانهای مربع نابرابر بوده و فضاهای پشت بند در اطراف آنها واقع شده اند . هر كدام از گنبدهای گرمخانه و سربینه دارای چهار نورگیر در بغل و یك نورگیر در مركز گنبد هستند . تفاوت اندازه و ارتفاع گنبدها به فضاهای بنا تنوع خاصی بخشیده است ورودی قدیم و اولیه حمام از راسته بازار گرفته می شده است . حمام در حال حاضر تعطیل می باشد و از آن استفاده نمی شود .

image002.jpg

فضای داخلی حمام میرزا رسول

حمام لج مهاباد :

این بنا در 21 كیلومتری منطقه شمال شهرستان مهاباد و در داخل روستای لج قرار دارد با توجه به تاریخ منطقه و بناهای مشابه و مصالح بكار رفته در بنا قدمت آن به سال های 1050 الی 1100 هجری قمری می رسد ( یعنی دوره صفویه ) پی ها و زیربنای حمام از سنگ های موجود محلی و بقیه بنا از آجر چهارگوش قرمز رنگ است . محوطه زیرگنبد ورودی بصورت چهارطاق است كه فواصل زیر دوپایه طاقدار 4 متر می باشد . پایه ها بصورت مربع است كه هر ضلع آن 5/1 متر است . محیط گرمابه اصلی ازدرون 35 متر است كه بصورت سه قسمت پیوسته با هشت طاق بنا شده و ارتفاع فعلی آن از كف زمین تا قسمت آجری 75/1 متر می باشد . بنا مجموعاً دارای دو گنبد بزرگ آجری می باشد كه 6 گنبد كوچكتر آجری در اندازه های مختلف نیز دارد و همانند سایر حمام های قدیمی دارای فضاهای ورودی ، سربینه ، گرمخانه و خزینه می باشد كه در حال حاضر كاربردی بعنوان گرمابه ندارد اما اخیراً این حمام قدیمی در اختیار شورای اسلامی روستای لج قرار گرفته است تا بهره برداری و بازسازی شروع شود و در آینده نزدیك به یكی از مراكز دیدنی شهرستان مهاباد تبدیل گردد .

حوضخانه شاه درویش :

این حوضخانه در شهرستان مهاباد ، خیابان طالقانی شرقی ، كوچه دارایی در داخل صحن مسجد شاه درویش قرار گرفته است . قدمت بنا حدوداً به 150 الی 170 سال قبل بر می گردد . بنا گنبدی مدور دارد زیربنای بنا حدود پنجاه و شش مترمربع است و بوسیله هفت پله از سطح فعلی كه خود برآمده از یك سطح اصلی است بر كف حوضخانه كه با سنگ صاف و صیقلی مفروش شده می رسد . سطح حوضخانه كه حوض تقریباً در وسطآان قرار گرفته دو كفه است ، با ارتفاع سی سانتی متر است كه كف مرتفع ویژه نمازگزاران است . دو طاقچه قدیمی در طرفین شمالی ـ جنوبی دیواره حوضخانه موجود است. و یك تیرك چوبی بر ورودی سمت راست بنا بسته شده كه ظاهراً حفاظتی در برابر ترك بزرگ بوجود آمده در بخشی از گنبد و دیواره آن است . از بنای یاد شده بعنوان مكانی برای وضوگرفتن استفاده می شده است كه آب آن از چشمه ای كه از كوه جریان دارد تامین می شود و دوباره از آن سرریز می گردد .

image004.jpg

داخل حوضخانه شاه درویش

 حوضخانه رستم بیگ :

در شهرستان مهاباد اندكی دورتر و بالاتر از حوضخانه شاه درویش در صالح الدین شرقی ـ كوچه قاضی زاده در صحن مسجد رستم بیگ واقع شده است . سال تاسیس بنا به سال 1230 هجری قمری بر می گردد . بنای حوضخانه از آجر و زیر بنای آن از سنگهای متراكمی است كه تا ارتفاع 90 سانتی متری دیواره صاف و صیقلی شده اند . گنبد بنا آجری و مدور است و طاقهای سه قسمتی ( جناغی ) آجری می باشند . آجرهای بنا از نوع چهارگوش قرمز می باشد و ملات بكار رفته در بنا گچ و خاك می باشد . كف بنا هم موزائیك كاری شده است . چون این حوضخانه درون مسجد رستم بیگ قرار دارد در نتیجه برای گرفتن وضو از آن استفاده می شده است . در سال 1378 تعمیراتی در داخل حوضخانه انجام گرفته است كه شامل بندكشی دیوارها و آجر كاری می باشد . در ضمن عایق كاری پشت بام نیز انجام شده است .

image006.jpg

داخل حوضخانه رستم بیك

 

تاریخچه و وجه تسمیه مهاباد :

 

نام قبلی شهرستان مهاباد، ساوجبلاغ مكری (در لهجه مهابادی: سابلاغ) بود درباره ی واژه مهاباد تاكنون تعبیرات و معناهای گوناگونی گفته‌ شده است. مهاباد را مادآباد نیز گفته‌اند كه این تعبیر هیچ گونه دلیل قابل قبولی همراه ندارد. این شهر را مه‌آباد نیز گفته‌اند كه اگر به معنای جایی باشد كه همیشه مه آلود است این تعبیر نیز با واقعیت وفق نمی‌کند. در فرهنگ فارسی برهان قاطع درباره واژهٔ مهاباد چنین نوشته شده است كه نام اولین پیغمبری است كه به عجم مبعوث شد و كتابی آورد كه آن را «دساتیر» خوانند. بعضی نیز براین اعتقاد هستند كه مهاباد به معنای جایی است كه بزرگان آن جا را آباد كرده‌اند. این منطقهٔ قدیمی در زمان‌های پیشین مركز نواحی كردنشین بوده و بطلیموس آن را داروشاه و راولیستون به نام داریاس نامیده است. امروز در 3 فرسخی شهر فعلی، روستایی به نام دریاز (دریاس) مشهود است كه از قرار معلوم شهر داریاس در همین نقطه واقع بوده است. در عصر هخامنشی منطقه، بخشی از امپراتوری عظیم هخامنشی بود و بعد از آن در زمان اسكندر بخشی از آتوپاتن ماد بود كه ژنرال هخامنشی آتروپات و سپس جانشینانش بر آن جا حكومت كردند. در دوره صفویه ایالات غرب ایران میدان مبارزه و برخوردهای دو امپراتوری صفویه و عثمانی بود و حكام محلی در ولایات باختر به مقتضای توانایی یكی از دو امپراتوری هر بار تابع یكی از آن ها می شد. این شهر در گذشته بر اثر زلزله ای نابود و دوباره ساخته شد. پیرامون این شهر آثار تاریخی متعددی وجود دارد.

 

قسمتی از این منطقه‌ در سال ۱۹۴۶ به‌ رهبری قاضی محمد اعلام اسقلال کرد و جزئی از جمهوری مهاباد بود. مهاباد در زمان حاکمی به نام بداق‌سلطان روند رو به پیشرفت خود را شروع کرد. یکی از اهداف بداق‌سلطان برگرداندن مهاباد به زمان اوج بوده است. همچنین در زمان حکومت سرداران مکری در بوکان شهر مهاباد دومین شهر ایالت مکریان قلمداد می گردید.

 

آثار تاریخی مهاباد :

تحقیقات مورخین و آثار کشف شده توسط باستان شناسان حاکی از آن است که منطقه شهرستان مهاباد حداقل از سده‌های اول هزاره اول پیش از میلاد مسیح یکی از مناطق مسکونی ایران باستان بوده است. یکی از این آثار کتیبه‌ای به خط میخی منسوب به (مینوآ) می‌باشد که بین سالهای 812 تا 778 قبل از میلاد سلطنت داشته است. کتیبه مذکور تا سال 1890 موجود بوده است. آثار دیگری مانند پلکا‌ن‌های سنگی و راهروهای زیرزمینی مشهور به برده کنته کشف گردیده که بر نفوذ و هجوم قوم دیگری بنام وانیها به منطقه دلالت دارد. از دوره مادها نیز آثاری از جمله یک گور بنام فقرهقا (فرهادگاه) بجامانده است. بررسی آثار برجای‌مانده از زمانهای دور گذشته، نشانگر این امر است که تمدن و شهرنشینی در این منطقه از اختلاط فرهنگی و نژادی بین اقوام مختلفی مانند بابلی‌ها، آشوری‌ها، وافی‌ها، لولوئی‌ها، کوتی‌ها، کاسی‌ها، مادها و سرانجام تیره‌های آریایی‌نژاد کرد بوجود آمده است

 

تورهای غیر انتفاعی موسسه را با کلیک بر روی لینک زیر ببینید :

 

 تورهای ارزان قیمت

  تورهای کلاس B

 

  در گروپ تعطیلات عضو شوید     

عضویت در این گروپ برای همه آزاد میباشد

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 12:36  توسط موسسه گردشگری شیوار کوهستان  | 

 

 

آثار تاریخی ثبت‌شده استان آذربایجان غربی :
سازمان میراث فرهنگی استان آذربایجان‌غربیشماره ثبت برخی از بناها و محوطه‌های تاریخی را با ذکر دوره تاریخی آنها بشرح زیر اعلام نمودهاست.

ردیف

نام

محل قرارگیری

دوره مربوطه

شماره ثبت

1-

مسجد جامع (بداق سلطان)

مهاباد

صفویه

882

2-

دژ قلات

منگور مهاباد

900 ق.م تا دوره ماد

1237/3

3-

شهر ویران

خرابه های نزدیک اندرکش

ماد

9

4-

شهرقدیمی مهاباد

خرابه های نزدیک اندرکش

ماد

10

5-

گلگاتپه

مهاباد

ماد

11

6-

تپه بیات(تپه محلل)

بین جاده ارومیه - مهاباد

ماقبل‌تاریخ

457

7-

تپه سه گردان

شمال مهاباد

4000 ق.م

604

8-

تپه گرد قچی آباد

شمال مهاباد

5000-4500 ق.م

605

9-

تپه کیک آباد

شمال مهاباد

3500 ق. م

606

10-

تپه باستانی دارتوان

شرق مهاباد

هزاره اول ق.م

607

11-

تپه گرد دریاس

غرب مهاباد

5000تا4000 ق.م

608

12-

تپه باستانی پشت تب

جنوب مهاباد

هزاره اول ق. م تا اواخر ساسانی

609

13-

تپه کانی سیب

جنوب مهاباد

2000-1500 ق.م

1233

14-

طاوس تپه

منگورمهاباد

اواسط هزاره دوم ق.م

1238

15-

تپه و قبرستان چهاردیوار

منگورمهاباد

ساسانی

1239

16-

تپه شهر زور مهاباد

منگورمهاباد

هزاره اول ق.م - اسلامی

1240

17-

تپه میرگرد

مهاباد

هزاره دوم ق.م

1249

18-

تپه باستانی محمودکان

شمالغربی مهاباد

هزاره دوم ق.م

1249

19-

مجموعه بردکنت (سنگ موداخ)

8کیلومتری مهاباد

هزاره اول ق.م

1684

20-

مقبره بداق سلطان

مهاباد

قرن دهم

85

21-

خانقاه عباس آباد

مهاباد

--------

176

22-

تکیه شیخ بابا

مهاباد

--------

177

23-

مدرسه استاد سلیمان

مهاباد

صفویه 1089

178

24-

دخمه سنگی فقره گاه

مهاباد

ماد

288

 

تورهای غیر انتفاعی موسسه را با کلیک بر روی لینک زیر ببینید :

 

 تورهای ارزان قیمت

  تورهای کلاس B

 

  در گروپ تعطیلات عضو شوید     

عضویت در این گروپ برای همه آزاد میباشد

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 12:34  توسط موسسه گردشگری شیوار کوهستان  | 

 

زِیوه؛ زیور آذربایجان


آذربایجان، سرزمین مردمانی است كه به خاطر موقعیت جغرافیایی، تاریخی پر فراز و نشیب را پشت سرگذارده و همواره چون كوه های محكم و سر به فلك كشیده آن دیار، با روحی آزاده و مـَـنـِشی بزرگوار ایستاده اند. طبیعت آن نیز این چنین است و مردم این ناحیه راه و رسم زندگی را از «مادر زندگی» آموخته اند و لبخندی كه در ته چهره شان جاوید است، بیانگر این نكته است که «خوب آموخته اند».

طبیعت بی نظیر آذربایجان، مردمی بی بدیل تربیت می كند. یكی از شهرهای آذربایجان  شهری است به نام زیوه واقع شده در دامنه كوه های سرد و مرتفع همجوار با مرز تركیه. ساكنانش ترك زبان نیستند، بلكه مردمانی هستند از نژاد كرد؛ سخت كوش، خوشرو و مهمان دوست.

مقصد ما زیوه است و ما در میدان «بازار باش» ارومیه، به نظاره تردد مردم ایستاده ایم. در این ناحیه از شهر، پوشش محلی كردی، كماكان بیش از دیگر نقاط ارومیه دیده می شود. ارومیه (یا اورمیه) شهری است با تاریخ شگفت و میراث طبیعی بی همتا. انگار به یكباره، خزانه ای از ثروت ها و نعمت ها بر این سرزمین، در گشاده و مردمان را غرق باران رحمت ایزدی كرده است.

از خیابان زیبای دانشكده گذر می كنیم. خیابانی پر از درخت است. از روی دیوارهای منازل ویلایی و قصر مانند، درخت های سبز پهن برگ كه برگ هایشان با نسیمی لطیف به رقصی بی بدیل می پردازند و چشم آدمی را خیره و مبهوت این همه هنر می كنند. خیالم از پنجره اتومبیل روی دیوار می لغزد، نگاهم با سایه برگ ها، زیباترین رقص رؤیاها را دارد. در جشن و سرور طبیعت، هر لحظه زیبایی موزونی به پا می كند. همه آفرینش به وجد آمده است.

داربست های تاك از خیابان پیداست و چه سایبان های زیبایی. در كلانشهرها با برج های بلند، پاركینگ، به محلی اطلاق می شود كه جز اتومبیل، هیچ چیز دیگری در آن امكان حضور ندارد! بوی بنزین، فضای آن را آكنده است. اما در پاركینگ های زیوه انسان توقف زیبایی دارد. هنگامی كه ستیغ آفتاب نیمروزی، بالاترین حرارت عشق و شورش را نثار زمین می كند، می توان در این خنكا و سایبان طبیعی نشست و اندیشید و از درخت اندیشه هایی كه در طبیعت می رویند، همیشه محصول برتری دست چین می شود.

پس از گذر از این خیابان زیبا، وارد طبیعت تازه تری می شویم، كه دست انسان، جز برای ایجاد چند رستوران جهت رفع نیاز گردشگران، به آن تعدی نداشته است.

این منطقه، «بند» نام دارد. در سمتی از جاده، صخره های بزرگ، مانند سلسله جبالی با شكوه خودنمایی می كنند و در سویی دیگر، رود زیبای «شهر چای» در میان انبوه درخت های پهن برگ، جاری است و صدایش، آدمی را به ماوراءالطبیعه می برد. حتی آنان كه مناطق زیبای قاره سبز را دیده اند، به این حقیقت واقفند؛ زیبایی و سبزی «بند» همراه با فرهنگ خوب مردمانش در پاسداری و حفظ طبیعت، مثال زدنی است. روی خوش و تبسم همیشگی ایشان، ما را شیفته دمی نشستن و گپ زدن و چای خوردن می كند. از «بند» می پرسیم؛ از جاده، از «زیوه»، از زیبایی های بی نظیر طبیعت آذربایجان؛ و پاسخ می دهند و عطش ما را برای دیدن زیوه دوچندان می كنند.

موسیقی محلی كردی، از پخش اتومبیل های این مسیر، خاطره اسب و تفنگ و تاختن در كوه را تداعی می كند. موسیقی با اعجازش، روح را قبل از جسم به زیوه می كشاند. جاده، شیب كوهستان را با خم و پیچی تماشایی بالا می رود. هرچه پیش تر می رانیم، بیشتر از خود و زندگی زمخت شهری دور می شویم. نیازی به تلقین و خیال نیست كه این جا خود، سرزمینی خیال انگیز است؛ گویی در رویا گام برمی داری و ترس بیداری نیز به دل نداری.

سبز، سبز،... تا نگاه می كنی سبز است، پس از گذر از كنار صخره های سترگ، دشتی سبز، فرا رویمان متجلی می شود. دشتی چون دشت آرزوها. گویی بهشتی است نازل شده بر زمین. سخت است رهایی از تردید خواب و بیداری وقتی در این دشت فراخ گام گذاشته باشی.

نسیمی دلكش گونه ها را خنك و تازه می كند، طراوتی شگرف در ضمیر می پاشد و گیسوان دشت را شانه می كند و زلفان این دشت ساقه های بلند و سبز گندمند كه در دستان مشاطه گر باد موج برمی دارند، چین می خورند و جان عاشق هر طبیعت مردی را به تمامی در تسخیر اغوای خویش می گیرند.

به سه راهی «راژان» كه می رسی، دخت طبیعت به گونه ای دیگر دلربایی می كند؛ روبه رو: كوه های عظیم و بلند، سمت راست: جاده كوهستانی منطقه «خوشاكو»- كه در حقیقت، خوش ترین لحظه های زندگی را آنجا خواهی یافت- و سمت چپ: دشت سبز و فراخ در حاشیه جاده؛ هوش ربای آدمی. بعد از راژان، روستاهای زیبای دیگری كنار جاده خودنمایی می كنند و می توان زندگی بكر و پرشور مردمانی را دید كه در صداقت و صفا، كنار هم به شادی می زیند. با كار كردن در مزارع و باغات شادند، با دامداری در مراتع شادند و اینان مردمانی نیكو خصال و سپاسگزارند كه استحقاق خود را در گردآوری نعمت های خداوندی به اثبات رسانده اند. لبخند، میهمان همیشگی چهره شان است.

اسب، مزرعه، باد... و رؤیا. زیبایی از حد فزون است كه نمی توان جز با دیدن و غرق شدن در این لذت، آن را توصیف كرد. اسب، این حیوان نجیب هنوز از ابزارهای زندگی مرد كـُرد زیوه است. اسب در این جا تزیین و تجمل نیست؛ بلكه عضوی از مزرعه است و احترام و مراقبت خاص، حیوان را به اطاعت وامی دارد. جبر شلاق و تازیانه مفهوم ندارد. كنار جاده، كندوهایی دیده می شوند كه بر گستره دشت، گسترده اند و عسلی از طبیعت محض تهیه می بینند كه مقدار كمی از آن با شیر تازه دوشیده شده، مرد كُرد را چنان قوت می بخشد كه كوه را یك نفس بتازد.

دختران و زنان كرد، با لباس های محلی، همپای مردان در تلاش بی وقفه، نمادی از كار به عنوان جوهره آدمی را به نمایش می گذارند. زیوه، شهری كوچك با مردمانی بزرگ، سال هاست میهمانانی را به عنوان سكنه خود پذیرفته است. بیش از ده هزار نفر از مردم كردستان عراق به این شهر پناهنده شده و در آن سكنی گزیده اند و اهالی زیوه ایشان را به راستی خواهر و برادر خود می دانند و مانند اعضای یك خانواده، با محبت و مهربانی در كنار هم به كار و تلاش، مشغولند و وصلت، رابطه شان را مستحكم تر ساخته است. این جا علی رغم عشیره ای زیستن مردمانش، قبیله و نژاد مهم نیست. انسانیت و تابعیت از طبیعت مهم است كه جلوه ای بدیع از فرهنگی والا را به نمایش می گذارد.

ما به زیوه آمده ایم تا در طبیعت بكر و ناب آن، كه خوشبختانه هنوز مورد تهاجم انسان ویرانگر قرار نگرفته، خود را بیابیم. هر ثانیه بودن در این سرزمین، سال ها طراوت و شادابی به ارمغان می آورد. «طبیعت، روح سبز و شادی در آدمی می دمد.»

روستاهای اطراف زیوه، آن قدر دست نخورده اند كه مردم، هنوز از آب چشمه هایی كه نهر می شود و از میانه روستا می گذرد، استفاده می كنند.

اینجا، فصل ها گم شده اند؛ در گرما گرم تابستان كه خورشید، گرما بر چهره زمین می پاشد و در شهرهایی چون تهران تازیانه وار فرو می كوبد، شب های خنك زیوه اجازه نمی دهند كسی با پوشش تابستانی، بدون لرزه، شب را به صبح برساند.

روستاهای حلج، شكل آباد، نویی، خوراسب، براسب و... همه در دامنه كوهستان، بنا شده اند و در طبیعت، زندگی طبیعی را به جریان انداخته اند.

اسب ها در دشت ها و دام ها در مراتع چنان شگفت و زیبایند كه ناخودآگاه، انگشت حیرت به دهان گرفته ام. خداوندگار عالم از هیچ نعمتی به مردم این دیار فروگذار نكرده و شاید به خاطر خوبی ایشان است كه چنین بهره مندند و سعادتمند. وقتی در پای هر كوه و تپه ای چشمه ای جوشیده و نهری روان شده، كنار آن روستایی بنا شده و خانواده هایی با عشق و امید، پایه های زندگی را محكم چیده اند. در دامنه های سبز و گشاده، بر مردمان نیك و گشاده روی زیوه میهمان شدیم. نان تازه تنور پخت روستا، كره و خامه تازه و عسل طبیعی كندوی حاضر در دشت، صبحانه ای شد به یادماندنی.

در فصل تابستان، دامنه كوهستان، پر از ریواس و كنگر است و دختران زمزمه كنان، آوازهای زیبای كردی می خوانند و ریواس و كنگر برمی چینند.

زندگی عشیره مانندشان هر غریبه ای را در این فصل، برای آشنایی به سوی چادرها می كشاند. ظرفی شیر همراه با نان تازه پخت زنان، مایه نشستن و گپ زدن با مردها می شود. مردها بر اسب در كوهستان می تازند، دخترها ریواس می چینند و زنان در اجاق های فصلی نان می پزند و در آب چشمه، رخت فرزندان ومردانشان را می شویند. غروب زیبای دشت در افق دور، اعلام گردهمایی خانواده است. جوانان از مراتع، دخترها از دامنه و مردها از ارتفاعات بازگشته اند. صدای ولوله و شادی در میان چادرها، دشت را آكنده از روح زندگی كرده. خوب كه می اندیشی؛ «روح زندگی جاری است.»


چگونه به زیوه برویم؟

از میدان «بازار باش» ارومیه و ترمینال بین شهری، خودروهایی مستقیماً به زیوه می روند و مسیر یادشده در گزارش را طی می كنند. روستاهای اطراف زیوه، چون «نعل اسبی» كه زیوه در دهانه اش باشد، در دامنه كوه ها بنا شده و آن را احاطه كرده اند و این ها دستمایه زیبایی غیرقابل وصف زیوه اند كه نگاه مسافران را به میهمانی طبیعت ناب فرامی خوانند.

ایمان مهدی زاده

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 16:47  توسط موسسه گردشگری شیوار کوهستان  | 

 

" چمن متحرک تکاب "

 

چمن متحرک؛ یکی از پدیده های جالب شهرستان تکاب است. قطعه بزرگی تشکیل شده از نی هایی که از  ریشه به هم چسبیده است و بدون ارتباط با زمین بر روی آب شناور است. قطر این قطعه کمتر از 100 متر می باشد که بر روی رودخانه کوچکی قرار گرفته است.

به دلیل حرکت این قطعه، عرض رودخانه در آن نقطه زیاد شده و حدود 5 متر از قطر قطعه متحرک بیشتر شده است. حرکت چمن متحرک تنها در این فاصله کوتاه 6-5 متری است و عملا حرکت آن محسوس نمی باشد؛ ولی در صورت وجود باد و توقف کافی میتوان به حرکت آن پی برد. به علت بزرگ و سنگین بودن چمن، امکان اینکه انسان بتواند بدون مشکل بر روی آن حرکت کند وجود دارد. تنها ممکن است در برخی نقاط به دلیل نازک شدن چمن، در اثر فشار پایین رفته و پاها درون آب فرو رود.

چمن متحرک در روستای ویر در فاصله حدود 20 کیلومتری شرق شهر تکاب قرار دارد. چمن در سمت غرب روستا و در فاصله حدود 1 کیلومتری آن واقع شده که باید پیاده طی شود. و در این فاصله می توان از مناظر طبیعی اطراف این دریاچه نیز که بسیار بدیع و منحصر به فرد می باشد استفاده کرد.


برگرفته از سایت جامع گردشگری ایران

 

 

صفحه نخست وبلاگ اصلی موسسه گردشگری شیوار کوهستان

 

 

 

برای عضویت در گروپهای موسسه بر روی نوشته های درشت زیر کلیک نمایید

 

از اینجا در گروپ تعطیلات عضو شوید

 

اعضای محترم عضو در موسسه تنها با تماس تلفنی با شماره ۰۹۱۹۲۱۲۰۵۲۴  و ایجاد هماهنگی قبلی و ارایه آی دی خود به صورت اس ام اس میتوانند در گروپ شیوار ۸۱ عضو شوید

لطفاْ جهت برخورداری مختص اعضاء  از مزایای عضویت در موسسه شیوار با ما در این زمینه همکاری نمایید تا بتوانیم خدماتی را که ویژه اعضا است را در اینجا ارایه کنیم

 

گروپ شیوار تنها ویژه اعضا

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 21:16  توسط موسسه گردشگری شیوار کوهستان  | 

 

مجموعه آثار باستاني تخت سليمان در 42 كيلومتري شمال شرقي شهرستان تكاب در استان آذربايجان غربي قرار دارد. آثار باستاني اين مجموعه و درياچه جوشان آن، روي صفحهاي سنگي و طبيعي قرار گرفته كه از رسوبات آب درياچه به وجود آمده است. قدمت اين منطقه از لحاظ سكونتگاه انساني به 3 هزار سال پيش باز مي گردد؛ و يكي از مهمترين آثار تاريخي كشور است كه به عنوان چهارمین اثر ایران در ميراث جهاني یونسکو به ثبت رسیده است.
 اين مجموعه چه به لحاظ وجود آثار باستان شناختي و چه به لحاظ ارتباط با مدارك مكتوب تاريخي و اسطورهاي در شمال و غرب ايران كاملا منحصر به فرد است. هم اينك در اين مجموعه آثاري از اوايل دوره ساساني تا دوره ايلخانان مغول شناسايي شده، ليكن از آنجايي كه تاريخ نظري اين مجموعه به دوره هخامنشي و اشكاني مي رسد، بي ترديد در صورت ادامه حفاري، آثار مهمي از دوره هاي پيش از ساساني در اين محل كشف خواهد شد.

بخش طبيعي مجموعه تخت سليمان متشكل از يك كوه آهكي است كه در قله آن، چشمه بسيار بزرگي (با درياچه اي به قطر حدود 100 متر) وجود دارد. اين كوه در طول هزاران سال در اثر رسوبات آهكي موجود در آب چشمه فوق شكل گرفته است. هم اينك در اطراف كوه تخت سليمان چندين تپه كوچك از اين نوع، در اطراف چشمه هاي آهكي در حال شكل گيري است. كوه بلند زندان سليمان نيز يكي از همين كوه هاي رسوبي است كه در پنج كيلومتري تخت سليمان هزاران سال پيش شكل گرفته است (البته در حال حاضر چشمه به وجود آورنده اين كوه و درياچه آن خشك شده). بنابراين روند شكل گيري كوه هاي رسوبي در منطقه تخت سليمان امري طبيعي و مربوط به شكل خاص زمين و نوع املاح موجود در آب چشمه هاي منطقه است.

چشمه تخت سليمان هزاران سال پيش شروع به جوشيدن كرده و به تدريج بر اثر لعاب حاصل از ترکیبات موجود در آب، لبه بيروني چشمه رسوب بسته و بالا آمده است. اين روند هزاران سال ادامه يافته و باعث شده كه آب چشمه گلداني در پيرامون خود بسازد به نحوي كه هم اينك ارتفاع تپه حاصل از روند فوق و همچنين عمق درياچه ناشي از جوشش آب چشمه به حدود 62 متر مي رسد. با توجه به اين كه ارتفاع رسوب دور درياچه از دوره ساساني تاكنون، يعني در طول 1400 سال گذشته حدود 12 متر افزايش يافته، مي توان گفت: به ارتفاع گلدان درياچه تقريبا در هر سال کمی کمتر از 9 ميليمتر افزوده شده است.

اين واقعيت كه ارتفاع مجموعه تخت سليمان از خط القعر محيطي كه در آن قرار دارد 62متر يعني برابر عمق درياچه است، ثابت مي كند كه كف درياچه به وسيله املاح آهكي رسوب گذاري نشده و در طول سال هاي شكل گيري آن ثابت بوده است. بنابراين در صورتي كه اشيايي در طول تاريخ به داخل درياچه پرت شده باشد، در داخل گل و لاي كف درياچه مدفون نشده و از طريق غواصي قابل كشف هستند. لبه بالايي درياچه، داراي پيشرفتگي نازكي در داخل آب است، اما باقي ديواره درياچه كاملا عمودي است. از اين بابت مشخص است كه در ادوار مختلف، لبه اضافي درياچه به تدريج شكل گرفته، بزرگ و بزرگتر شده و به همين دليل شكسته و به داخل درياچه افتاده است. بنابراين عمق ناحيه داخلي درياچه همان 62متر اوليه باقي مانده، ليكن نواحي حاشيه اي كف آن شيب پيدا كرده است. ارتفاع اين شيب بين 46 تا 49 متر است. از ديگر سو اگر بديهي بدانيم كه ريختن اشياء تاريخي در داخل درياچه از ساحل آن رخ داده باشد، اين اشياء مي بايست در حاشيه محيط دايره كف درياچه افتاده باشند. بنابراين به نظر مي رسد كه كشف، منوط به لايروبي بخش حاشيه اي كف درياچه و برداشت مثلثي از خاك به ارتفاع حدود ده الي پانزده متر است. اين لايروبي مي بايست تا عمق 62متري ادامه يابد؛ به شكلي كه كف حاشيه درياچه همسطح مناطق مركزي آن شود.

اولين گزارش مربوط به انداختن اشياء قيمتي در درياچه، به دوران كورش كبير پادشاه هخامنشي باز مي گردد. طبق اين گزارش در سال 547 قبل از میلاد، كورش پس از اينكه بر كروسوس پادشاه ليديه پيروز شد، شاه شكست خورده را به ايران آورد و در مكاني بهنام "بارن"، نزديك همدان اقامت داد و خزانه اشياء قيمتي او را به عنوان نذر در آب درياچه مقدس انداخت.
كروسوس، پادشاه ليدي، در تاريخ جهان به ثروتمند بودن معروف است. او اولين پادشاهي است كه به ضرب سكه پرداخت. ثروت او به اندازه اي بود كه هنوز هم اروپاييان اشخاص بسيار پولدار را به كروسوس تشبيه مي كنند. بنابراين اين درصورتي كه افسانه نذر كورش كبير واقعيت داشته باشد، با توجه به اينكه در هيچ دوره اي از تاريخ امكان دسترسي به عمق اين درياچه وجود نداشته، مي توان اميدوار بود كه اين گنج پيدا شود.
در دوره اشكاني نيز چندين گزارش از جنگ هاي بين امپراتوري روم و پادشاهي اشكاني گزارش شده است. بر طبق يكي از اين گزارشات، داستان تاريخي "كلئوپاترا" و "آنتوني" که در تاريخ روم، مصر و جهان معروف است. سردار رومي "آنتونيو"، در سال 36 قبل از ميلاد به محاصره قلعه "گنزك" پرداخت. در جريان اين محاصرات نگهبانان آتشكده مقدس هر زمان كه احساس مي كردند امكان سقوط قلعه وجود دارد، اشياء قيمتي موجود در آتشكده و معبد ناهيد را به داخل درياچه مي انداختند. بنابراين مي توان اميدوار بود كه مقدار زيادي از نذورات دوره اشكاني در كف درياچه موجود باشد.
در دوره ساساني نيز دست كم، يك بار قلعه تخت سليمان به وسيله نيروهاي روم شرقي به اشغال درآمده است. بر طبق اين گزارش در جريان جنگ هاي خسروپرويز با "هراكليوس"، پادشاه روم، اين قلعه به تصرف نيروهاي رومي درمي آيد (624ميلادي). گمان مي رود كه موبدان آتشكده پيش از تصرف قلعه به وسيله نيروهاي متخاصم، نذورات و گنج هاي موجود در آن را به داخل آب انداخته باشند. در اين صورت مقادير زيادي اشياء قيمتي دوره ساساني نيز در كف درياچه قابل اكتشاف است.
در جريان جنگ هاي صدر اسلام و تصرف ايران به وسيله اعراب نيز، قلعه به محاصره نيروهاي خليفه دوم درمي آيد. بعيد نيست كه در این زمان هم گنج ها هایی نيز به قعر درياچه ريخته شده باشند.  از نگاه موبدان زرتشتي اين درياچه متعلق به ناهيد (آناهیتا) الهه آبها؛ بوده، بنابراين ريختن اشياء نذري به داخل آن اصولا به منظور حفظ اين اشياء به وسيله صاحب آن تلقي مي شده و جايز و مباح بوده است.
در دوره ساساني بويژه در زمان خسرو انوشيروان (579-531 ميلادي) و خسرو پرويز، توجه خاصي به عمران و آباداني اين محوطه معطوف گردیده، و به عنوان يكي از معابد بسيار با اهميت تلقي شده است. آتشكده آذر گشنسب در متون قديم داراي اسامي متعددي است از جمله به زبان پهلوي؛ گنزك (GANZAK) يا گنجه ناميده مي شده، روميان آنرا گزكا (GAZKA) و اعراب شيز (SHIZ) مي گفته اند. در زمان ايلخانان نیز به آن "ستوريق" گفته شده است.
"تخت سليمان" از اسامي متاخر مجموعه مي باشد كه عامه مردم به علت عدم اطلاع از عملكرد اصلي و زمان ساخت آن، با توجه به احاديث و روايت مذهبي در مورد اقتدار حضرت سليمان، اين امكان را بدان منسوب داشته و به همين جهت محل ياد شده حالت مقدس پيدا کرده و مردم خود را موظف به حفاظت و مراقبت از اين محل مي دانستند.
بعد از زوال حكومت ساساني و پذيرش دين اسلام توسط ايرانيان، اين مجموعه عظيم كه در جنگ هاي ايران و روم در زمان خسرو پرويز به شدت آسيب ديده بود، ديگر رمق تجديد حيات نيافت، اما تا قرن 4 ه. ق. تعداد اندكي از معتقدان آئين زرتشت در اين محل اسكان داشته و آتشكده نيز در مقياس كوچكتري مورد استفاده بوده، در زمان حكومت آباقاخان مغول با انجام تعميرات وسيع و چشمگير و احداث بناهاي جديد، از اين مكان مدتي به عنوان پايتخت تابستاني و تفرجگاه استفاده مي شود. بعدها محل مذكور توسط عامه مردم به صورت شهركي كم اهميت با مشاغل متنوع تا قرن 11 ه. ق. ادامه حيات مي دهد.
اگرچه گزارش هايي دال بر استفاده از اين قلعه در دوره خلفاي عباسي در دست است، ليكن تخت سليمان در اين زمان از اهميت زيادي برخوردار نبوده. بعدها در دوره پادشاهي ايلخانان مغول در زمان "باقاخان"، دومين پادشاه اين سلسله و برادرزاده هلاكوخان (680تا 663 ه. ق.)، قصر و عمارتي در كنار اين درياچه بنا گرديد. خوشبختانه امراي مغول آثار ساساني را تخريب نكردند و ساختمان هاي خود را در كنار و يا بر روي اين آثار بنا نمودند. از همين رو در حال حاضر بخشي از آثار دوره ساساني در زير آثار دوره ايلخاني مدفون است. وجود يا عدم وجود چنين آثاري را مي توان با حفر گمانه هاي آزمايشي معلوم كرد. بايد توجه داشت كه عمق اين گمانه ها دسته كم مي بايست 12 متر از سطح درياچه باشد.
با توجه به مجموعه موارد فوق بي ترديد كاوش در درياچه تخت سليمان بسيار بااهميت است و مي بايست به عنوان يك اقدام ملي در دستور كار سازمان هاي مربوط و به خصوص ميراث فرهنگي قرار گيرد. در بيان ارزش سرمايه گذاري در حفريات تخت سليمان همين بس كه اولين سرمايه گذاري انجام شده در اين مورد به وسيله بانك ((بورگهارت و بروكلشن – Burghard Brokelschen)) دورتموند آلمان انجام شده و كاملا جنبه اقتصادي داشته است. در حال حاضر مهم ترين مشكلي كه در جهت انجام اين مهم وجود دارد عمق زياد درياچه است كه غواصي در آن را غيرممكن مي كند. در تلاش هايي كه به وسيله هيات هاي كاوش اروپايي انجام شد هيچ غواصي نتوانست در عمق بيش از 32متر غور كند و غواصي در عمق 62متري درياچه عملا غيرممكن مي نمايد. چرا كه فشار آب داخل آن بسيار زياد و همچنين آب داراي املاح غليظ و سنگين است.
به نظر مي رسد كه بهترين روش براي كاوش در قعر درياچه تخليه موقت آب آن باشد. اين كار از دو طريق ممكن است: اول اينكه به وسيله پمپ هاي شناور قوي با دبي بيشتر از فوران چشمه به تخليه آن بپردازند. طبق برآورد انجام شده در هر ثانيه حدود 100 ليتر آب از چشمه كف درياچه فوران مي كند (راهنماي تختسليمان، ص.12). ديگر اينكه به وسيله حفر تونلي افقي از حاشيه تپه تخت سليمان آب درياچه را تخليه و پس از انجام عمليات كاوش تونل را ببندند تا دوباره آب به سرمنزل خود بازگردد. به نظر ميرسد راه حل دوم ساده و عملي باشد. طول اين تونل با توجه به نقشه توپوگرافي منطقه مي بايست حدود 200 متر در نظر گرفته شود. راه حل سوم تلفيق دو راه حل فوق است، يعني استفاده از تونل افقي و پمپ هاي شناور در يك زمان، به اين ترتيب مي توان با هزينه و زمان كمتري به نتيجه رسيد. در ضمن پيشنهاد مي شود كه با استفاده از زيردريايي هاي اكتشافي كوچك (يكنفره) پيش از شروع عمليات كاوش، كف درياچه به دقت مورد بازبيني و نقشه برداري قرار گيرد. استفاده از دوربين هاي زيرآبي داراي پروژكتور و كنترل از راه دور نيز براي انجام اين مقصود مفيد خواهد بود. هزينه اين عمليات نيز چندان زياد به نظر نمي رسد، كافي است كه امتياز تهيه گزارش به موسسات تحقيقات بين المللي جغرافيا (مانند نشريه نشنال جغرافي) داده شود تا ايشان نسبت به اعزام هيات اكتشافي و دوربين و زيردريايي اقدام كنند. پيش از اين نيز هيات كاوش آلماني از دوربين تلويزيوني و همچنين چنگك براي درآوردن اشياء باستاني از زير آب درياچه استفاده كرده اند، اما در گزارش هيات درباره موفقيت يا عدم موفقيت اين كار حرفي زده نشده است. چه بسا كه نخواسته اند ايرانيان از نتيجه كاوش كف درياچه باخبر شوند. در جريان اين كاوش، سطح كف درياچه داراي ناهمواري زيادي گزارش شده است. از آنجايي كه كف درياچه زندان سليمان كاملا مسطح است به نظر مي رسد كه ناهمواري گزارش شده مربوط به آثار تاريخي بيشماري باشد كه در كف درياچه افتاده است. هيات آلماني تلاش كرد كه به وسيله چنگك به درآوردن آثار از كف درياچه اقدام نمايد اما دو عدد از چنگك ها شكست و ظاهرا موفقيتي كسب نشد!
خلاصه اينكه مجموعه تاريخي تخت سليمان از نظر وجود آثار باستاني با دارابودن آثار چندين دوره تمدني كاملا غني است و از نظر اسطوره شناسي نيز سرشار از مطالب جذابي است كه نظر هر صاحبذوقي را به خود جلب مي كند. تاريخ اين مجموعه نيز با تاريخ ايرانيان، ايتاليايي ها، يهود، مسيحيان و مغول ارتباط تنگاتنگي دارد. از ديد اقتصادي نيز چه به لحاظ جلب گردشگر از سراسر جهان و چه به لحاظ وجود گنج هايي كه در كف درياچه مدفون است، كاوش در تخت سليمان كاملا مقرون به صرفه به نظر مي رسد. اگرچه در حال حاضر سازمان ميراث فرهنگي در حال كاوش در منطقه است اما حجم اين عمليات به قدري كم است كه به قولي 300 سال طول خواهد كشيد …!
برای دیدن این اثر تاریخی می توان از دو مسیر مختلف استفاده کرد. مسیر زنجان و مسیر تکاب. در صورتی که تنها قصد دیدن این اثر را دارید بهتر است از مسیر تکاب استفاده کنید. جاده های مناسب و هموارتر آن کمک زیادی به آسایش شما می کند. مخصوصا اگر ماشین شخصی نداشته باشید، مسیر تکاب قطعا برای شما ارزانتر خواهد بود. تا تکاب می توان با اتوبوس طی طریق کرد و بعد از آن مسیر کوتاه 42 کیلومتری باقی مانده را می توان با کرایه اتومبیل طی کرد. علاوه بر این؛ مسیر زنجان-دَندی-تخت سلیمان، مسیری کوهستانی و پر فراز و نشیب (البته آسفالت) است و ممکن است کمی خسته کننده باشد. تخت سلیمان در منطقه ای کوهستانی و به طبع، سردسیر قرار گرفته و با شروع فصل پاییز سرمای زیادی بر این منطقه حاکم می شود و ممکن است لذت دیدن عجایب منطقه را کمتر کند

برگرفته از سایت آنوبانینی :  http://www.anobanini.ir

 

صفحه نخست وبلاگ اصلی موسسه گردشگری شیوار کوهستان

 

 

 

برای عضویت در گروپهای موسسه بر روی نوشته های درشت زیر کلیک نمایید

 

از اینجا در گروپ تعطیلات عضو شوید

 

اعضای محترم عضو در موسسه تنها با تماس تلفنی با شماره ۰۹۱۹۲۱۲۰۵۲۴  و ایجاد هماهنگی قبلی و ارایه آی دی خود به صورت اس ام اس میتوانند در گروپ شیوار ۸۱ عضو شوید

لطفاْ جهت برخورداری مختص اعضاء  از مزایای عضویت در موسسه شیوار با ما در این زمینه همکاری نمایید تا بتوانیم خدماتی را که ویژه اعضا است را در اینجا ارایه کنیم

 

گروپ شیوار تنها ویژه اعضا

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 20:55  توسط موسسه گردشگری شیوار کوهستان  |